مناظره عالم سنی لبنانی با وهابیون در حرم پیامبر صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم در باره توسل و تبرک به ضریح حضرت.- شیخ جمیل حلیم الحسینی – از علمای اهل سنت لبنان.

﷽❳

◈ ━━ 𝐕𝐈𝐃𝐄𝐎 𝐏𝐎𝐒𝐓 ━━ ◈

≻ مناظره عالم سنی لبنانی با وهابیون در حرم پیامبر
صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم در باره توسل و تبرک به
ضریح حضرت.

– شیخ جمیل حلیم الحسینی – از علمای اهل سنت لبنان

دانلود ویدئو

دانلود pdf

در روز جمعه مشغول وداع با قبر پیامبر گرامی اسلام صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم بودیم می‌خواستیم به سوی مکه برویم. هزاران نفر دور هم جمع شده بودند مسجد نبوی و صحن‌ها پر از مردم بود. به روبه‌روی قبر پیامبر اسلام صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم رسیدیم سلام دادیم و می‌خواستیم از مسجد خارج شویم جمعیت زیاد بود و ترافیک شده بود. از شدت ازدحام به‌سختی و یک نفر یک نفر حرکت می‌‎کردیم. زمانی که ما می‌خواستیم خارج شویم، شخصی که خدا می‌داند، شاید عراقی یا سوری بود، چون قیافه و لباسش به آن‌ها شبیه بود، رفت و دستش را روی شبکه فولاد قبر پیامبر صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم گذاشت. نگهبان به سوی او هجوم برد. یعنی آن مأموری که در آن‌جا ایستاده بود، به او حمله کرد. در جلوی جمع او را مشرک خطاب کرد و گفت: این کار حرام است و کفر محسوب می‌شود.
آیا داری آهن را عبادت می‌کنی؟
من ایستادم، دیگران نیز ایستادند.
با خودم گفتم چه‌طور ساکت باشم و به راه خود ادامه دهم در حالی که این سرباز، یک مسلمان، و تمام مسلمانانی را که قائل به تبرک هستند، در روز روشن جلوی مردم تکفیر می‌کند. چه‌طور سکوت پیشه کنم؟!
به سوی نگهبان رفتم و گفتم آیا از قرآن چیزی می‌دانی؟ گفت: بله!
گفتم: آیا سوره یوسف را می‌دانی؟ گفت: بله!
گفتم: آیا این سوره را خوانده‌ای؟ گفت: بله!
گفتم: آیا در سوره یوسف، زمانی که خداوند می‌خواست از حضرت یوسف خبر دهد، این‌طور نیامده است که:« این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید»
تا آن‌جا که می‌گوید:
«و هنگامی که مژده‌رسان آمد، پیراهن را بر چهره یعقوب افکند و او بینا شد».
گفت: بله، درست است.
گفتم: پس چرا تو می‌گویی این کار شرک است، در حالی که انبیاء این کار را انجام داده‌اند. در این هنگام سردرگم شد. دید که من از پیامبران و قرآن دلیل آورده‌ام و مردم هم دارند به حرف‌های ما گوش می‌دهند. در آن هنگام مردم همه داشتند تماشا می‌کردند و به سخنان ما گوش می‌دادند تعداد آن‌ها کم‌کم زیاد شد و به هشت نفر رسیدند و در بالاسر قبر پیامبر صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم داشتیم مناظره می‌کردیم.
من می‌گفتم که پیامبر صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم این سخن را گفت و آن‌ها می‌گفتند: که امام احمدبن‌حنبل این‎طور گفته است. و آن‌ها هیچ جوابی برای اشکال من نداشتند.
گفتم: با کتاب «العلل‌و‌المعرفه‌الرجال» اثر امام احمد‌بن‌حنبل آشنایی دارید؟ گفتند: بله!
گفتم: در جزء دوم این کتاب، زمانی که عبدالله پسر احمدبن‌حنبل از او سؤال می‌‎پرسد، چه جوابی داده است؟ عبدالله از پدرش احمدبن‌حنبل می‌پرسد: که نظرات درباره این‌که فردی منبر و قبر پیامبر صلَّى‌اللّٰه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم را لمس کند چیست؟
و همچنین آیا می‌توان با نیت تقرب به سوی خدا آن را بوسید؟
امام‌ احمدبن حنبل در جواب گفت: هیچ اشکالی ندارد.
این نظر امام احمد است.
این شما هستید که به احمدبن‌حنبل چیز دروغی را نسبت می‌دهید.
آیا شما امام احمدبن حنبل را می‌شناسید؟
در روایتی از او نقل شده است که این کار سنت است و اشکالی ندارد. این نظر امام احمد‌بن‌حنبل است.
سرانجام در جواب به من چه گفت؟!
گفت: بفرمایید برویم کتابخانه تا در آن‌جا باهم صحبت کنیم.
گفتم: می‌دانم که می‌خواهید به کتابخانه بیایم تا از دست مردم فرار کنید. من با تو صحبت می‌کنم تا مردم بشنوند زیرا تو مسلمان را تکفیر کردی. تمام مسلمانانی را که تبرک می‌جویند را تکفیر کردید و بدانید که هیچ دلیلی برای این کار ندارید. رهبر آن‌ها که شاید از روی دوربین‌ها متوجه قضیه شده بود، آمد. او فردی بسیار درشت‌هیکل بود و یک دستگاه بی‌سیم نیز همراهش بود.
به من گفت: ای شیخ! قضیه چیست؟
گفتم این شخص، این حرف را زده است و مسلمانان را تکفیر کرده است در حالی که قرآن خلاف این را می‌گوید. در این هنگام او آن سرباز و آن شخصی که در ابتدا با من داشت مناظره می‌کرد را توبیخ کرد. و در حالی که در ابتدا گمان می‌کرد در مناظره پیروز می‌شود، گفت:
تو گفتی که بر دین یعقوب و یوسف، این داستانِ شفای چشم، رخ داده بود؟ گفتم: بله!
این داستان در این آیه و این سوره موجود است.
گفت: این [تبرک] درمورد شریعت‌های قبل از اسلام است.
گفتم: ای مردم، گوش کنید؛ این فرد دارد می‌گوید که این کار شرک است و بعد می‌گوید که این کار مربوط به شرعِ قبل از اسلام است. بدانید که شرک هیچ‌وقت بر هیچ‌یک از انبیای الهی تشریع نشده است. در جواب من کاملا عاجز ماند و هیچ جوابی نداشت. مردم شروع کردند به تکبیر گفتن.
مردم شروع به تکبیر کردند و به او گفتند: ای کافر و او را تکفیر کردند. به او گفتند: که نباید دیگران را مشرک خطاب کنی. من به او گفتم: که تو چه‌طور می‌توانی این فرد را تکفیر کنی؟
گفت: آن‌ها دارند آهن را عبادت می‌کنند.
گفتم: دروغ می‌گویی.
او آهن را عبادت نمی‌کند؛ بلکه خدا را عبادت می‌کند.
گفتم: آیا زمانی که مریض می‌شوی به دکتر نمی‌روی؟
آیا از دارو استفاده نمی‌کنی؟
آیا [تو با این کار] دارو را عبادت می‌کنی؟
آیا داری دکتر را عبادت می‌کنی؟
گفت: نه! این‌ها همه اسباب هستند.
گفتم: بله این سبب است و خدا شفا می‌دهد و این کار [مسح ضریح پیامبر] نیز سبب است و خداوند برکت را خلق می‌کند.
این است عقیدهٔ اهل سنت.

پیشنهاد ما به شما

چهل حدیث در فضیلت ام‌المومنین حضرت خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها.

〢 ‌ꜜ📖 ⤸ دانلود 📷چِـهِلْ حَدیـثْ در فَضیـلتِ اُمِّ المُؤْمِنــینَ 📷حَضْـرَتِ خَـدیجَه کُـبْری سَـلامُ‌اللَّهِ‌عَلَیـها 📝مقام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green