ماجرای مسلمان شدن آتئیست اروپایی پس از خواندن قرآن.

❲﷽

◈ ━━ 𝐕𝐈𝐃𝐄𝐎 𝐏𝐎𝐒𝐓 ━━ ◈

≻ ماجرای مسلمان شدن آتئیست اروپایی پس از خواندن قرآن.

دانلود‌ویدئو

دانلود‌پی‌دی‌‌اف

«یس وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَکْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلالا فَهِیَ إِلَى الأذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ».

داستان خودم را می‌توانم در دو بخش بگویم؛ وقتی جوان بودم خیلی به علم علاقه داشتم. و فکر می‌کردم علم راه رسیدن به حقیقت است.
به‌خاطر همین در دوران جوانی آتئیست بودم. اما در سال اول دانشگاه در شیکاگو، یک شب یک اتفاق خیلی عجیب برای من افتاد. ماه بهار در سال اول دانشگاه من بود.
من در شیکاگو زندگی می‌کردم، کل شهر طوفان شده بود. بر روی دریاچه شهر میشیگان ابر و باران شده بود.
چند مایل آن طرف‌تر بود، چیزی نمی‌دیدی اما صدای رعد و برق مشخص بود. دقیقا موقع غروب آفتاب بود که رعد و برق شد.
رعد و برق می‌زد مثل جرقه برق وقتی لباس پشمی را از تن در می‌آوری.
اما رعد و برق خیلی زیبایی بود. اتفاق طبیعی خیلی جالبی بود، کلی آدم آمده بودند به دریاچه، تا این صحنه را ببینند. وقتی داشتم این منظره را می‌دیدم و با بقیه صحبت می‌کردم، الله به من الهام کرد که خالق و خدایی هست، که جهان و همه اتفاق‌ها را کنترل می‌کند. آن خالق و قدرت مطلق است.
این اولین تجربه مهمی بود که زندگی من را عوض کرد، بعد از آن روز، درباره مذهب مطالعه کردم. کتاب «انجیل» خواندم، «سفر پیدایش» را خواندم، بعد فهمیدم که الان برای من معنی دارد اما قبلا این‌طوری نبود.
درباره‌ ادیان مختلف یاد گرفتم. چند سال قرآن خواندم.
بعد در سال ۱۹۸۷، ۱۷ سال بعد، یک کتاب را از مادرم دریافت کردم. یک کتاب درباره آموزه‌های اسلامی بود.
یک عالم از اورشلیم نوشته بود. آموزه‌های او‌ به زبان انگلیسی بود. سال ۱۹۸۶ بود یک کتاب را خواندم و روی من تأثیر گذاشت. گفتم باید این آدم را ببینم و سال بعد به آمریکا آمد.
رفتیم به ملاقاتش! دوست مادرم ملاقات را جور کرده بود.
از طریق ایشان (دوست مادرم) ما اطلاعات را به‌دست آوردیم و با ایشان ملاقات کردیم. رفتیم در خانه دوست مادرم. آخر هفته خیلی خوبی بود. آن عالم اسلام را به مردم آمریکا خیلی خوب یاد می‌دهد! خیلی احساسی صحبت می‌کند و حرف‌هایش خیلی زیباست. در آن آخر هفته هم مادرم از اسلام استقبال کرد و هم من قدرتی را در پیام قرآن و اسلام دیدم، که در هیچ دین دیگهری مثل: بودیسم، یهودیت و مسیحیت و هندوییسم ندیده بودم. این خیلی روی من تأثیر گذاشت، قدرتی در قرآن دیدم. آن روز من منقلب شدم. مثل مادرم که در سن ۶۱ سالگی قلبا مسلمان شد. اما چند سال بعد شهادتین را گفتیم. اما همان روز منقلب شدیم.
تجربه خیلی عجیبی بود، انگار یک در برای من باز شده است.
قبلا ترجمه‌های قرآن را خوانده بودم. اما از آن روز به بعد، هر چه بیشتر قرآن خواندم بیشتر در من نفوذ کرد، چه ترجمه‌های قرآن و چه عربی‌اش مثل الان که خواندم.
یکی خیلی وقت پیش به من گفت: هرچه ایمان بیشتری داشته باشی، هرچه بیشتر قلبت را به روی قرآن باز کنی، بیشتر دریافت می‌کنی.
اول با خودم گفتم اگر ندانم چیه، چه‌طوری خودم را تسلیم‌اش کنم! اما انگار ایمان قلب من را پر کرد.
و بعد هربار که قرآن می‌خواندم، برای من معناداتر می‌شد و بیشتر در من نفوذ می‌کرد.
۱۷ سال گذشته و الان خدا را شکر می‌کنم.

پیشنهاد ما به شما

چیستی روح در سوره قدر!❏.دکتر‌ باقر‌پور کاشانی.

صوت ســـخنرانی: سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green