بررسی سندی روایت رایات سود (پرچم‌های سیاه) در کتاب الفتن نُعَیم‌بن حَمّاد از اهل سنت.

صوت ســـخنرانی:

سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی

𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:

دانلـود‌ویـدئو‌📥

دانلـود‌ pdf 📥

دانلـود‌صـوت📥

┓ 🖌┏؛
┛┗؛  بررسی سندی روایت رایات سود (پرچم‌های سیاه) در کتاب الفتن نُعَیم‌بن حَمّاد از اهل سنت ↓📋 › ؛

حدیث از کتاب الفتن هست مال نُعَیم‌بن حَمّاد که ثوبان، آزادشدهٔ پیامبر گفت:
«هنگامی که پرچم‌های سیاه را دیدید که از جانب خراسان می‌آید، به سمتش بروید ولو مجبور شوید به صورت سینه‌خیز بر روی برف حرکت کنید زیرا خلیفه‌ خدا مهدی در آن سپاه است».
این دو مشکل دارد!
یکیش راوی این حدیث، عبدالوهاب‌بن عطاء هست. این مورد جرح واقع شده. منتهی اختلاف هست بین عامه.‌
جمعی از رجالیون، ایشان را مورد جرح واقع دادند، بعضی‌ها ایشان را نه، تعدیلش کردند توثیقش کردند، قبول کردند. اختلاف هست. اختلاف باشد باز باید بررسی کنیم.
نکته‌ دوم، عارضهٔ ارسال هست که حالا در مورد عارضهٔ ارسال عرض می‌کنم.
در مورد وضعیت عبدالوهاب‌بن عطاء، رجالیون دو دسته شدند؛ بعضی ایشان را جرحش کردند. مثلاً بخاری در «الضعفاء الصغیر» نام ایشان را می‌آورد در صفحه ۸۰ و ایشان را ضعیف می‌داند جرحش می‌کند.
نسائی با این عبارت که «لیس بالقوی» ایشان را جرح می‌کند. نسائی در کتاب «الضعفاء و المتروکین» صفحه ۲۰۸.
عقیلی، عبارتی که می‌آورد در کتاب «الضعفاء الکبیر» جلد سوم صفحه‌ ۷۷، می‌گوید ضعیف الحدیث بوده. این هم جرحش می‌کند.
ذهبی در کتاب «المغنی فی الضعفاء» جلد دوم صفحه ‌۲۳، اشاره کرده که احمدبن حنبل او را تضعیف کرده و سایرین و جمعی او را نه، قوی دانستند. گروهی از رجالیون اهل تسنن، ایشان را توثیق می‌کنند.
مثلاً در «الطبقات الکبری» ابن‌سعد جلد هفتم صفحه ۳۳۳، یا ابن‌حبّان در کتاب «الثقات» جلد هفتم صفحه ۱۳۳، یا در کتاب «الکامل فی ضعفاء الرجال» ابن‌عدی جلد پنجم صفحه‌ ۲۹۶، ابن‌حجر در «تقریب التهذیب» جلد اول صفحه ۶۲۶، این را توثیق می‌کنند.
لذا اختلاف شدیدی بین رجالیون هست که این مورد جرح واقع شود یا توثیق شود؟
پس این اول باید تکلیفش مشخص بشود. تا برای یک نفر محرز نشود، هیچی! حدیث را می‌گذاریم کنار، نظری نمی‌دهیم!
عارضهٔ دوم که عرض کردم نسبت به این حدیث هست در کتاب الفتن، ارسال روایت از ابوقلابه به ثعبان هست.
این‌جا این وسط ابوقلابه از ثعبان چیزی نقل نمی‌کرده. این باید یک نفر این وسط باشد که نیست! یعنی در حقیقت آن کسی که این وسط این‌ها بوده که ابوقلابه به ثعبان هست بین این‌ها، آن شخصیت نیست.
برای همین آوردند در بین مشایخ روایی ابوقلابه نامی از ثعبان نیامده. ابن‌حجر عسقلانی آورده، و مزّی آورده و جمع دیگری آوردند.
لذا این حدیث را می‌گویند متصل نیست. آن وسط آن کسی که هست نیست.

-دکتر وحید باقرپور کاشانی.

پیشنهاد ما به شما

تاملی در سوره مبارکه قدر. ❏.دکتر‌ باقر‌پور کاشانی.

صوت ســـخنرانی: سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green