اقرار عالم سنی شیعه شده به اینکه چرا احترام حضرت زهرا علیهاالسلام را نگه نداشتند؟!

﷽❳

◈ ━━ 𝐕𝐈𝐃𝐄𝐎 𝐏𝐎𝐒𝐓 ━━ ◈

صوت:

≻ اقرار عالم سنی شیعه شده به اینکه چرا احترام حضرت زهرا علیهاالسلام را نگه نداشتند؟!

ꨄ︎ .. …دانلودویدئو… .. ꨄ︎

ꨄ︎ .. دانلودصوت .. ꨄ︎

ꨄ︎ .. دانلودمتن .. ꨄ︎

به گفته این عالم سنی شیعه شده، خلیفه دوم در زمان حیات رسول‌الله کودتا کرد و کسی که به رسول‌ خدا احترام قائل نشود، چطور به دختر رسول‌الله احترام خواهد گذاشت؟

من به‌عنوان یک کسی که قبلاً وهابی بودم و گمراه بودم، می‌خواستم از نگاه یک نفر که قبلاً گمراه بود و یک وهابی بود، این مسائل را بررسی کنم، بعداً تجربیات خودم در این مورد هم بررسی کنم. 

ما چند روز عقب برمی‌گردیم. یعنی قبل از شهادت حضرت زهرا برای اینکه مسأله ببینیم چی شد. چرا مسائل به شهادت حضرت زهرا رسید؟ 

چند روز پیش، رسول اکرم در بستر مرگ بود. ما وهابی که بودیم، متأسفانه وارونه مسائل برای ما روشن می‌کردند! اما الحمدلله بعد از اینکه هدایت شدیم، این مسائل را به شکل تحقیقی و علمی بررسی کردیم. 

چند روز پیش رسول اکرم هم در بستر مرگ بودند و در آخر روزهای زندگی خودش بود و می‌دید که سرنوشت قوم موسی چی بود و سرنوشت قوم حضرت عیسی چی بود. بالاخره می‌داند که بعد از رحلتِ اکثر یا همه‌ پیامبران، بعد از رحلت ایشان، رحلت حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت نوح، دوباره هم این‌ها گمراه شدند و از راهی که حضرت نوح، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت ایوب، دوباره به حالت قبلی برگشتند. 

و برای اینکه رسول اکرم دلش می‎سوزد از آینده‌ امت خود، اسلام خود، خداشناسی خود، امامت خود، قرآن خود، از این‌ها هست. برای اینکه مکتب خودش را بیمه کند، گفت یک «ائتونی بدواه و القلم»، یک کاغذ و یک قلم بیاورید. می‌خواسته تأکید کند جریاناتی که گفته قبلاً در غدیر، در جاهای متعدد. 

ولی چه اتفاقی افتاد؟ 

همین خلیفه‌ دوم آمد کاری کرد که عمروعاص در جنگ صفین انجام داد! یعنی واقعاً عمروعاص این کار را از خلیفه دوم یاد گرفته!

آمد قرآن را نیزه کرد! در جنگ صفین، قرآن نیزه شد در برابر حضرت امام علی بود. 

ولی در این‌جا آمد گفت شما قرآن گوش می‌کنی یا محمد را؟ متأسفانه یک عده هم فریب خوردند گفتند ما مطیع قرآنیم!

پس آمد به اسم قرآن و واقعاً یک کودتای خطرناک انجام شد. این هم در زمان حضرت رسول اکرم! و الّا رهبر کل، حضرت محمد، پیامبر اسلام، دستور می‌داد، خلیفه‌ دوم دستور می‌داد، اکثراً می‌گفتند نه! باید حرف خلیفه‌ دوم باشد نه حرف محمد! پس واقعاً عملاً رسول اکرم دیگر رهبر نیست! خلیفه‌ دوم رهبر شد! این هم در زمان رسول اکرم و اینکه جریان شهادت حضرت زهرا. 

بعد هم رسول اکرم دید واقعاً الان مطیع خلیفه‌ دوم شدند. دیگر حرفش اصلاً کسی گوش نمی‌کرد! بلکه بهش توهین شد! «انّ الرجل لیهجر!». یعنی رسول اکرم دیگر دیوانه هست، حرف هذیان می‌گفت! حرفش، حرف یک نفر هست که نمی‌داند چه می‌گوید! و متأسفانه باور کردند! 

رسول اکرم این موقع گفت: «قوموا عنی!» برو بیرون! از این‌جا برو بیرون!

چون رسول اکرم دید ده‌ها آیه در قرآن آمده است: ﴿وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ﴾

یعنی قرآن مکرراً می‌گفت که اقوام، قبل از حضرت محمد، پیامبران را می‌کشتند و می‌داند که اگر اصرار می‌کرد، همین کاری که به سر پیامبران قبلی کردند یعنی سر این‌ها بریدند، سر یحیی‌بن‌ زکریا بریدند، سر پیامبران متعدد بریدند، با این‌ها هیچ فرق نمی‌کند! 

همین‌جا هم مثلاً سر حضرت رسول اکرم می‎بریدند و رسول اکرم این‌ها را بیرون کرد و کاری کرد که رسول اکرم مردد بود! 

یا سر من یا سر حسین! ترجیح داد سر امام حسین! چرا؟ 

چون می‌داند اگر سرش را می‌بریدند، اسلام نابود می‌شد! چون صددرصد اگر رسول اکرم اصرار می‌کرد، کربلا در کربلا نمی‌شد! کربلا در همین مدینه می‌شد! 

و این‌جا سر محمد سر نیزه می‌شد نه سر امام حسین! این‌جا حضرت زینب اسیر نمی‌شد، این‌جا حضرت فاطمه اسیر می‌شد! این‌جا سر امام حسین و امام حسن سر نیزه می‌شد!

پس درواقع عملاً این‌ها بر علیه رسول اکرم قیام کردند. کودتا بر علیه امام علی نبود، بر علیه حضرت محمد بود!

وقتی که این‌جوری شد یعنی چه؟ یعنی دیگر حاکمیت و رهبر مملکت، خلیفه‌ دوم شد! چون رهبر مملکت کسی هست که دستور می‌داد. الان دستور، دستور خلیفه‌ دوم هست! بعد چرا مثلاً تعجب می‌کنیم کسانی که به حضرت محمد احترام نکردند، ما فکر می‌کنیم که این‌ها به حضرت فاطمه، حضرت علی احترام می‌‌گذارند؟ 

پس یکی از اشکالات مهم که ما در وهابیت بودیم و متأسفانه اعتقاد من این‌جور بود که وقتی که وهابی بودم و متأسفانه هنوز الان شما مراجعه کنید به سایت آقای حارث، هست که همین تفکرات خودم می‌گفت‌. من فکر می‌کردم ایشان ممکن هست عقب‌نشینی کند.

آن موقع من هم همراه ایشان بودم که می‌گفت حضرت فاطمه و امام علی و امام حسن، ستون پنجمند. چرا؟ 

چون این‌قدر در ذهن‌های ما از همین بچگی در مدارس القاء کردند که اسلام یعنی خلیفه‌ اول! اسلام یعنی خلیفه‌ دوم!

وقتی که این‌ها می‌گویند حقانیت از آن خلیفه‌ دوم هست، نه از آن محمد، پس تعجب نکنید که می‌گویند حقانیت از آن خلیفه‌ دوم، نه از آن علی و فاطمه هست!

چرا ستون پنجم؟ 

من قبل از اینکه هدایت بشوم، اصلاً شاید صدبار این‌گونه می‌گفتم خداروشکر که بعد از رسول اکرم، حاکمیت از آن خلیفه‌ اول و خلیفه‌ دوم بود. 

می‌گفتیم و افسوس می‌خوردیم چرا فاطمه، علی، حسن و حسین، به جای اینکه از اسلام و از خلیفه اول حمایت کنند، خنجر در اندرون اسلام زدند و به اسلام خیانت کردند!

شما کتاب تشیع در قرن بیستم ببینید مال یک وهابی هست، می‌گفت علناً و این کتاب تدریس می‌کردیم. الان این کتاب را شما سرچ کنید در گوگل هست. 

می‌گفت آل محمد بعد از رفتن محمد، به اسلام خیانت کردند و یک خنجر و یک ستون پنجم اسلام شدند و به جای اینکه از اسلام حمایت کنند و از محمد حمایت کنند، به اسلام خیانت کردند و فاطمه کاری کرد که به جای اینکه به حسن و حسین آموزش بدهد که خلیفه‌ اسلام را تقدیس کنند و احترام بگذارند، به حسن و حسین آموزش غلط داده و باعث شده فاطمه که حسن و حسین و فرزندان حسن و حسین، در طول قرن‌ها به اسلام خیانت کنند و باعث شده فرزندان ملعون حضرت زهرا از حسن و حسین در طول سیصد سال، بر علیه حاکمان اسلام شمشیر زدند و فاطمه، بدترین فرزندان را به جامعه تقدیم کرد! این‌گونه می‌گفت!

اولین خیانت، خیانت فرزندش حسین هست و بعداً اسم می‌آورد در این کتاب: فرزندان حسین و خیانت اسلام. 

از اول این‌هایی که قیام کردند بر علیه خلفای عباسی‌ و اموی. ببینید چرا فرزندان حسن و حسین؟ چون زهرا به اسلام خیانت کرد و آموزش داد که به خلیفه‌ اول و دوم احترام نگذارید، پس این‌ها به خلفای اموی احترام نمی‌گذارند و بر علیه امویان و عباسیان قیام کردند!

ما می‌گفتیم مدرسه‌ فاطمه، مدرسه‌ قرآنی و اسلامی نبود! بدآموزی داد به امام حسن و امام حسین! و الّا امام حسین اگر واقعاً تو مدرسه‌ قرآن بود و فاطمه به او قرآن یاد می‌داد، بر علیه خلیفه‌ وقت خودش قیام نمی‌کرد!

این آموزشی بود که ما یاد گرفتیم!

من برای چه این مسأله را می‌گویم؟ برای اینکه یک عده فکر می‌کنند مسأله‌ فاطمیه، مسأله مهمی نیست!

چرا فاطمیه مهم نیست؟! 

الان شما این کتاب را بخوانید. این کتاب هنوز تدریس می‌شود! یعنی هنوز هست، این ناصبی‌گری و دشمنی با اهل‌ بیت هنوز هست! مگر کتاب نداریم کتابی که الان در سراسر جهان که می‌گوید امام جعفر صادق، می‌گوید نمی‌گویم صادق هست! می‌گوید: «جعفر والله لقد کان کاذبا». قسم می‌خورد که جعفر یک شخص دروغ‌گو هست! 

پس هنوز هست! ناصبی‌گری هنوز هست و من با این مسأله زندگی کردم. 

بعد هم یک تحریف کامل هست، هم نسبت به قیام حضرت زهرا، هم نسبت به تفسیر ﴿إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ﴾ هست!

مثلاً همیشه در مدارس دینی ما، تو مدارس وهابیت می‌گویند کوثر، الان شما مراجعه کنید به مفسرین، یعنی یک دریاچه در بهشت هست! 

آقا شما زبان عربی می‌دانید که بالاخره خدا وقتی که حرفی می‌زند حتماً اول آیه با آیه دوم با آیه سوم باید بسنجیم! 

خداوند این‌جا می‌گوید: ﴿إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ﴾ هست.

بعد می‌گوید: ﴿إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ﴾

ابتر در زبان عربی یعنی کسی که فرزند نداشته باشد؛ عقیم می‌شود. 

قرآن می‌گوید من برای شما یک فرزندی می‌آورم که بعداً فرزندان زیاد خواهد آمد از او «کوثر»، و کسی که به شما طعنه می‌زند که شما عقیم هست‌ «ابتر».

الان کسی که به رسول اکرم طعنه زد که هیچ‌ موقع بچه‌دار نمی‌شود، همه می‌گویند الان ابتر شد یعنی عقیم شد! 

پس واقعاً این مشکل هست. یکی از مظلومیت اهل‌ بیت که یک عده می‌آیند می‌گویند ما نیاز به دهه‌‌ فاطمیه نداریم! نیاز به دهه‌ مهدویت نداریم! نیاز به دهه‌ رضویت نداریم! دهه‌ امام باقر نداریم! 

در حالی‌ که ما همیشه قرآن می‌خوانیم و رسول اکرم تأکید می‌کند که ما باید هر چیزی برای قرآن انجام می‌دهیم، برای آل محمد علیهم‌السلام هم انجام بدهیم. 

رسول اکرم خیلی کار ظریف انجام داد. گفت قرآن و عترت مانند این دو انگشتِ یک دست نیست، خیلی مهم است! مانند این دو انگشت نیست!

چرا؟ چون که اگر می‌‎گفت مانند دو انگشت یک دست، صددرصد این می‌شود یکی از این‌ها مقامش بالاتر هست و یکی از این دو مقامش کوچیک‌تر هست. 

ولی رسول اکرم گفت این قرآن و آل‌محمد مثل این دو انگشت یک دست نیست، بلکه مثل این دو انگشت دو دست هست!

خیلی مهم است. یعنی چه می‌خوسته بگوید؟!

می‌خواسته بگوید فاطمه و قرآن یکی هست! اگر می‌گفت فاطمه و قرآن مثل دو انگشت یک دست هستند، حتماً قرآن بالاتر از فاطمه خواهد شد! ولی گفت نمی‌گویم مثل آن دو انگشت، می‌گویم مثل دو انگشتِ یک دست.

پس چرا ما قرآن همیشه می‌خوانیم، ولی وقتی که می‌خواهیم برای حضرت فاطمه علیها‌السلام ۱۰ روز مجلس بگیریم، می‌گوییم برای چه این کار را می‌کنیم؟ 

چرا مثلاً باید میان قرآن و عترت تفکیک کنیم؟ اصلاً حتی اگر بگوییم کل سال برای حضرت فاطمه! ما مخالف خدا نیستیم. خدا گفته قرآن و عترت یکی هستند!

هر کاری برای قرآن انجام می‌دهیم باید برای حضرت فاطمه هم انجام بدهیم!

پیشنهاد ما به شما

صاحب‌الزمان علیه‌السلام، صاحب شب قدر!

صوت ســـخنرانی: سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green