پیش‌گویی جالب مرحوم آیت‌الله حاج سید علی سیستانی (جد مرجع عالیقدر آیت‌الله العظمی سیستانی) در مورد ایشان از زبان آیت‌الله حاج سید جعفر سیدان.

صوت ســـخنرانی:

سخنران:آیت‌الله سید جعفر سیدان

𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:

دانلـود‌ویـدئو‌📥

دانلـود‌ pdf 📥

دانلـود‌صـوت📥

៹ ،﷽، ›

پیش‌گویی جالب مرحوم آیت‌الله حاج سید علی سیستانی (جد مرجع عالیقدر آیت‌الله العظمی سیستانی) در مورد ایشان از زبان آیت‌الله حاج سید جعفر سیدان.

یک داستانی که نسبت به این بیت، گفتنش مشکل ندارد و خوبه که عرض کنم، این هست که ما می‌خواستیم یک خانه بخریم، رفتیم که خانه بخریم، دنبال خانه بودیم، اخوی خود بنده، اخوی داشتم که خب خیلی از من بزرگتر بودند، بازاری بودند، خانه‌شان را گفتن د می‌خواهی بفروشیم، گفتیم خب خوبه ما هم بخریم، در محضر که خانه آن‌جا خرید و فروش می‌شد، من و ایشان حرفمان بالا گرفت، بلند بلند باهم حرف می‌زدیم مثل دو نفر که باهم دعوا می‌کنند، صاحب محضر آمد که دعوای ما را اصلاح بکند، وقتی دید چه دعوایی هست خنده‌اش گرفت، گفت هرچقدر می‌خواهید دعوا کنید!
دید دعوامون این است، اخوی من می‌گفت شما بازاری نیستی نمی‌دانی، این خانه منطقهٔ مرغوبی نیست، لذا هرچه قیمت کرده معمار، تومنی سه هزار باید کم کنیم؛ من می‌‌دانستم منطقهٔ مرغوب است! گفتم نخیر! منطقهٔ مرغوب است، تومنی دو هزار باید کم بشود، ایشان می‌گفت تومنی سه هزار کم بشود فروشنده، منِ خریدار می‌گفتم تومنی دو هزار کم بشود، لذا محضردار که آمد دید صدای ما بلند شده، خنده‌اش گرفت گفت هرچقدر می‌خواهید بلند حرف بزنید!
عرضم به حضورتان که، بالاخره یکم باهم توی این زمینه گفتگو کردیم، من گفتم یک آقای معمار مهمی هست من می‌شناختمش، من می‌روم در خانهٔ او می‌گویم این‌جا منطقهٔ مهم است یا نه؟ که تومن دوهزار یا سه‌هزار؟ و دوتاشم قبول کرد، از اخوی‌ام می‌خواستم خانه را بخرم، آمدم در خانهٔ این آقا و زنگ‌ زدم و رفتم داخل و سلام‌علیک و با خودش هی می‌گفت آقای آسید علی سیستانی چنین گفتی شد، چنین گفتی نشد هنوز!
من گفتم چی گفته شد، چی گفته نشد؟!
گفت چرا، گفتم من یک نسبتی دارم با آقای سیستانی و این‌که شما داری می‌گویی این کار گفتی شد، این کار نشد، از آسید علی داری می‌گویی که فوت شده، جد آقای سیستانی؛ من با این‌ها نسبت دارم، نوهٔ ایشان خانواده بنده‌ست.
گفت حاج آقا، پس بنشین!
نشستم، خیلی احترام کرد و گفت که من با مرحوم آسید علی سیستانی جد آقای سیستانی آشنا بودم، از مریدان‌شان بودم، علاقه‌مند بودم و ایشان خیلی چیز‌ها را از آینده خبر داده، بعضیش شده و بعضیش نشده، و از چیزهایی که خبر داده این است که به من گفته این پسر من که آسید محمد باقر باشد، پدر آقای سیستانی، مرد ملایی نخواهد شد ولی متدین بسیار خوب خواهد بود، اما خدا به او فرزندی خواهد داد هم‌نام من که از من بالاتر خواهد شد، این عین عبارت هست.
یعنی جد آقای سیستانی گفتن که این پسر من متدین خواهد بود، ملّا نخواهد شد اما خدا به او پسری خواهد داد، خیلی قبل از ولادت، هم‌نام من خواهد بود و از من بالاتر خواهد شد، همین آقای سیستانی که الان هست.
این به اصطلاح اون آقای معمار که از مریدان آقای آسید علی سیستانی بود، آسید علی سیستانی بزرگ، جد آقای سیستانی، جد آقای سیستانی هم اسمش علی بوده، آن‌وقت ایشان گفته بود که این پسر من محمد باقر هست، ملّا نخواهد شد ولی خدا به او پسری خواهد داد هم‌نام من که از من بالاتر خواهد شد.
این و یادم می‌آید آن درست گفت بله.

پیشنهاد ما به شما

صاحب‌الزمان علیه‌السلام، صاحب شب قدر!

صوت ســـخنرانی: سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green