صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
✎«یَشاءُ فَیُمْضی، وَ یُریدُ فَیَقْضی وَ یَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَ یُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَ یُدْنی وَ یُقْصی) وَ یَمْنَعُ وَیُعْطی، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ».
✎مرگ و زندگی به اذن اوست.
✎امتحان خداوند با جمیع جهات از انسانها.
✎عملکرد خدا ناظر بر عملکرد ماست.
✎او بر انجام هرکاری قادر است.
✏️قسمت سیویکم:
تدریس خداشناسی در خطابه غدیر ↓📋 › ؛
بِسْمِاللّهِالرَّحْمَنِالرَّحِیم
در خطابهٔ غدیر، نبی اکرم صلَّىاللّٰهعلیهوآلهوسلم در معرفی ذات ربوبیّت فرمودند:
«یَشاءُ فَیُمْضی، وَ یُریدُ فَیَقْضی»
«یَشاءُ» یعنی میخواهد، «فَیُمْضی» به انجام میرساند، چیزی مانع او نیست، هر آن چیزی که اراده کند و بخواهد، تحقق پیدا میکند.
«یُریدُ فَیَقْضی» اراده میکند، پس مقدر مینماید، به انجام میرساند، در مورد مخلوقات اینگونه نیست که هر آن چیزی که ارادهٔ او را داشتن، همّت بر انجام آن داشتن، بخواهد تحقق پیدا کند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند که خدا را شناختم به «بِفَسْخِ العَزَائِمِ، وَنَقْضِ آلْهِمَمِ»
عزیمت کاری کردم، مانع درست شد، همّت بر کاری داشتم، نقض شد، یعنی اشاره بر اینکه من به خود نیستم، موجود دیگری در کار است.
آن کسی که ارادهای که من بخواهم بکنم، باید تقابلی در خصوص آن اراده نداشته باشد، آن چیزی که من مقرر و مقدر بخواهم بکنم و انجامش بخواهم بدم، باید مانعی نداشته باشد.
«وَ یَعْلَمُ فَیُحْصی»؛
میداند، پس به شماره میآورد.
آن چیزی که خلق میکند، این کثراتی که قابل احصاء نیستند را میداند، میداند چه خلق میکند، خداوند علمِ بلامعلوم دارد، یعنی قبل از اینکه موجودات را خلق بکند، میداند که چه خلق خواهد کرد، و میداند که این موجودات مختار، با اراده و اختیار خودشان چه میکنند؛ میداند چه اراده میکنند، میداند با ارادهٔ خود بهشتی میشوند یا جهنمی، اما این دانستن علت نیست، کاشفیّت را دارد.
آن چیزی که علت هست، آن انتخابی هست که فرد میکند.
قوّه از ناحیهٔ اوست، اما اینکه راه خوب یا راه بد را یک نفر انتخاب کند، به خود فرد بستگی دارد، و همون عامل بهشتی و کمال او، و جهنمی و نزول او خواهد شد.
او علم بلامعلوم دارد؛ قبل از اینکه موجودات را خلق بکند، نسبت به آنها علم دارد.
«وَ یُمیتُ وَ یُحْیی»؛ میمیراند، مرگ از ناحیهٔ اوست، مرگ بهدست اوست، حتی اگر یک نفر بخواهد خودش را بکشد، خدا نخواهد نمیتواند.
یک نفر خودش را میکشد، خب مانعی نیست، یعنی خداوند رضایت دارد؟! رضایت ندارد! بنا به دخالت هم ندارد، بنا به تداخل هم ندارد، چون موجود مختار باید مسیر خودش را انتخاب کند؛ اما همان مرگی که قبض روح میشود روح از بدن، اگر چنانچه او نخواهد، باز هم تحقق پیدا نمیکند.
«وَ یُحْیی»؛ او زنده میکند.
تمام مخلوقات دست به دست هم بدهند، بخواهند پشهای را خلق بکنند، موجود زندهای را ایجاد کنند، نمیتوانند.
آن چیزهایی هم که به عنوان شبیهسازی و اینها مطرح میشود، تمام آنها باز هم با توجه به خلق من شیء است، با توجه به این موجود زندهای که هست، در سیکل خودش، در سیکلی که شبیه سیکل طبیعیست، ارائه میدهند، پس آن زنده کردن به معنای حقیقی نیست؛ باز مدد باید از ناحیه او برسد.
«یُمیتُ وَ یُحْیی» کار اوست.
«وَیُفْقِرُ وَیُغْنی»؛ او فقیر میکند، و او غنی میکند، منتها این فقیر و غنی کردنش، به مصلحت و عملکرد عبد بسیار بستگی دارد.
چرا [خداوند] یک نفر را فقیر میکند؟
گاهی اوقات میبیند [در این فرد] جنبهای نیست، اگر او را غنی بکند، فاصله میگیرد از یاد خدا.
چرا یکنفر را غنی میکند؟
روی همین جهت هست!
فقیر میکند، غنی میکند، به فقر و غنیٰ افراد را امتحان میکند، آزمون میکند.
فقیر و غنی را کنار هم قرار داده، هر کدوم را با آن یکی آزمایش میکند، و اگر یک نفر، غنیٰ و اموال و جهاتی را بخواهد بهدست بیاورد، باید او کمک کند.
این فقط در مسائل مالی نیست که، غنیٰ در جهت علمی، غنیٰ در جهت قدرت بدنی، غنیٰ در جهت قدرت فکری، مِن جمیعِ الجَهات.
«وَ یُضْحِکُ وَیُبْکی»
او میخنداند، و او میگریاند؛
این کنایه از این است که اون عاملی که من به واسطه آن میخندم، آن قوّهای که من بهواسطهٔ آن میخندم، و این عارض بر لبان من میشود، بر دهان من میشود، آن قوّه از ناحیهٔ اوست، اگر آن قوه را بگیرد نه ما میخندیم و نه ما گریه میکنیم.
آن حیاتی که خنده و گریه متوقف به او هستند، از ناحیهٔ اوست، آن به آن باید آن حیات را بدهد.
پس قوای خندیدن، قوای گریه کردن، همه از ناحیهٔ اوست، حتی گاهی اوقات، از یک نگاه دیگهای، گریهای که به حق باشد، باید یک توفیق ویژهای غیر از آن قوّهای که وجود داده میشود، حالا چه بر گریه حق چه باطل، چه خندهٔ حق چه باطل.
یک تفضّل ویژهای باید بشود، گریهای که فرد از خشیّتی که فرد نسبت به خداوند دارد میکند، گریهای که یک نفر بر عزای حضرات معصومین علیهمالسلام در فراق امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف میکند، این توفیقش از ناحیهٔ اوست.
گاهی اوقات سوء عملکرد ما، باعث میشود که قساوت قلب بگیریم، و نمیتوانیم که از باب خشیّت بر خداوند گریه کنیم، بر ائمهٔ معصومین علیهمالسلام در عزای آنها گریه کنیم، پس آن به عملکرد و تفضّل پروردگار است، و عملکرد او در ارتباط با عملکرد ماست، که ما چهکار کرده باشیم که توفیق گریهٔ بر خداوند متعال، خشیّت بر خداوند متعال، ترس از خداوند و بر ائمهٔ معصومین علیهمالسلام را به ما افاضه کند.
«وَ یُدْنی وَ یُقْصی»
او نزدیک میکند، او دور میکند، اگر ما بخواهیم به خدا نزدیک بشویم، خودش باید بخواهد، اگر دور از خدا بخواهیم بشویم، او خودش سلب توفیق میکند، البته عملکرد ما هم مهم هست، ما کاری را انجام میدهیم که مُعدّ است که نزدیک به خدا بشیم، مُعدّ است که بُعد و دوری از خدا پیدا کنیم، بخواهیم در دل اولیای خدا برویم، خداوند متعال باید بخواهد، او ما را به امام زمان علیهالسلام نزدیک میکند، او دور میکند ما را از امام زمان علیهالسلام، حالا او دور میکند ما را از امام زمان علیهالسلام، کار نادرست ما باعث میشود سلب توفیق بشود و ما دور میشویم.
اما او سلب توفیق میکند اما مُعدّش ما هستیم، علتش ما هستیم که این سلب توفیق شده.
«وَ یَمْنَعُ وَ یُعْطی»
اوم منع میکند، یک نعمتی را منع میکند، بنا به مصالح خودش، بنا به عملکرد نادرستی که ما داشتیم.
«وَ یُعْطی»؛
او اعطاء میکند، به هر جهتی مصلحت میداند و اعطاء میکند، عملکرد ما باعث میشود که او اعطاء کند خوبیها را.
«لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ»؛
برای اوست پادشاهی، «وَلَهُ الْحَمْدُ» مخصوص اوست حمد و سپاس.
«بِیَدِهِ الْخَیْرُ»؛
به دست اوست هر خیری؛ هر آنچیزی که از خیرات بخواهد برسد حتی به مجرا و مجلای غیر خدا بخواهد برسد، باز به اوست، او وسیله درست میکند.
«وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»؛
قدرت او تصرف در تمام کائنات دارد؛
او بر انجام هرکاری قادر است.
والسّلامعلیکم و رحمهالله و برکاته.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی