صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
دانلـودصـوت📥ما شروع کردیم این کتاب عقائدالاسلام ایشان را خط به خط به خواندن و به نظر خودم حقش را ادا کردم.
یعنی آن جاهایی که نیاز به توضیح داشت، توضیح دادم. بیشتر از حد کتاب، مطالب را توضیح دادم! بعضی قسمتها را به صورت فنی و آن جاهایی که با مبانی قرآنی و حدیثی و معقول ناسازگار بود، اینها را مورد نقد قرار دادیم.
طبیعتاً اگر بخواهی یک کتاب مورد ارزیابی قرار بدی، چه کار باید بکنی؟ باید کتاب را بخوانی و این کتاب را عرضه بکنی به ثقلین.
هر جاش که مورد قبول باشد فبها؛ هر جاش که مخالفت داشته باشد، باید بالاخره اشکالات را بیان بکنی!
یا اگر مطالبی ضد عقل باشد یا اگر مطالبی بینش تعارض باشد!
ما کاری که انجام دادیم این هست!
و این نقدهایی که تا الان که جلسه چهل و سوم هست کراراً عرض کردم بیش از ۱۰۰ اشکال مهم تا اینجای کتاب نسبت به این مجموعه عقائدالاسلام، ما مطرح کردیم و ارائه دادیم.
و دوستان یک خط پیدا نمیکنند که بنده، یک جمله از من پیدا نمیکنند که تو این ۴۳ جلسه بخوام که جسارتی به جناب احمدالحسن کرده باشم! فحاشی کرده باشم!
نه! واقعاً مطلب را میخواندیم و مورد ارزیابی قرار میدادیم.
اما ما میبینیم بعد از اینکه ما ۴۳ جلسه این را تدریس داشتیم، در گروهها این را کنفرانس دادیم، بعد از آن پرسش و پاسخ بوده، سؤالات و ابهامات دوستان را پاسخ دادیم، جوابی دریافت که نکردیم! الا اینکه یکی دو جلسهاش را دوستان مورد نقد قرار دادن که آنها هم شده یکی را در همان جلسه پاسخ دادیم، یکی هم فرصت نشده که آن را گوش بدهم پاسخ بدهم، چیز دیگری نبوده!
هر سؤال مکتوبی بود که ما جلسات ابتدایی میآمدیم این را میخواندیم و همانجا پاسخشان را میدادیم؛ چه در فضای پیج باشد، چه در ارتباط با یوتیوب و آپارات باشد سؤالی را مطرح بکنند، چه در تلگرام باشد، چه سؤالاتی در پیوی باشد بعضاً، اینها را ما پاسخ میدادیم.
اما بعد از اینکه دوستان، جمعی جلسات ما را گوش میدهند، این اشکالات را قسمتی را ارائه میدهند به یکی از مبلغین ایشان، جناب آقای علیرضا زجاجی که ایشان این اشکالات را پاسخ بدهد.
حالا ببینید من یک صوتی از ایشان در ارتباط با این دوستمان که اشکالات بنده را این آقای زجاجی، سه تا اشکال بنده را دیدند و شنیدند و پاسخی که بنده دریافت کردم، این صوت را برای من فرستادن چیست؟ حالا من دوست دارم خود همین صوت را بگذارم، صدای جناب آقای زجاجی پخش بشود و بعد نتیجه بگیریم آیا این روشی که ما داشتیم، مگه روش دیگهای هم وجود دارد؟!
مگه روش دیگری برای ارزیابی آثار هر نویسندهای وجود داره غیر از این؟!
حالا این صوت را گوش بدهیم.
مهندس علیرضا زجاجی: سلام علیکم. متشکرم جنابعالی فهیمی عزیز. راستش من سؤالات دوستان را مرور میکردم، دیدم که درواقع سه تا سؤال آمده، هر سه تا سؤال هم در مورد اشکالاتی هست که آقای دکتر باقرپور کاشانی در مورد کتاب عقائدالاسلام گرفتند. مطالعه کردم سؤالات را.
در مورد کلیت قضیه که حالا من در جواب میگویم، الان راجع به سؤال خاصی که شما پرسیدید، متأسفانه من پیگیری که کردم اشکالات آقای باقرپور را، مشاهده میکنم که آقای باقرپور از اصل قضیه اصلاً غافل شدند، فارغ شدند و دارند فرعیات را مورد بررسی قرار میدهند.
کتاب عقائدالاسلام درواقع اصلش این هست که آقا قانون خداوند برای مردم استخلاف هست.
دین سه قانون دارد، دین سه اصل دارد:
یک. مستخلِف یا کسی که جانشین میسازد؛
دو. مستخلَف، کسی که جانشین خداوند در زمین میشود؛
سه. استخلاف که سنت خداست.
یعنی درواقع توحید یا وجود خداوند متعال که قانون اول، اصل اول دین هست.
اصل دوم دین درواقع، خلیفه خدا در زمین، جانشین خدا در زمین؛ و سومین قانون، قانون استخلاف هست.
این سه تا اصل، اصل دین هست طبق آن حدیث امام صادق علیهالسلام که فرمودند که اصل دین یک مَرده که درواقع آن مرد همان خلیفه الله هست.
این مفهوم اصلی را متأسفانه در کتاب عقائدالاسلام که درواقع آن مغز و شاکله اصلی کتاب عقائدالاسلام هست، آقای باقرپور ازش غافل هستند و دارند فرعیات را بررسی میکنند با فکر خودشان درواقع دارند بررسی میکنند.
به قول قرآن
﴿کلُّ حزبٍ بَما لَدَیهِمْ فَرِحُونَ﴾
هرکسی به آن چیزی که دستش هست و فکر میکند مثلاً عین حقیقت هست، مثلاً با آن خوش است به عبارتی.
متأسفانه این هست دیگر! این حقیقتی هست که قرآن هم به این حقیقت صحه گذاشته.
من فعلاً اینجا وقتش نیست که جزئیات اشکالاتی را که آقای باقرپور دارد بهش میپردازد بررسی کنم و رد کنم.
گرچه یک بحث کلی راجع بهش دارم که توی سؤالات بعدی انشاءالله خدمتتان عرض میکنم.
دکتر باقرپور کاشانی: من اول تشکر دارم از جناب آقای زجاجی.
بالاخره اشکالات را شنیدند. ولی خدمت این برادر بزرگوارمان عرض کنم، ایشان میفرمایند که شاکله این کتاب عقائدالاسلام سه بخش هست:
یکی مستخلِف هست؛ یعنی خداوند متعال که خلیفه را جعل میکند، خداوندی که خلیفه را خلق میکند، جعل میکند.
یکی مستخلَف هست؛ یعنی خود این خلیفهای که جعل شده و انتخاب شده؛ و یکی دیگر هم اصل استخلاف هست که همان سنت الهی هست که ایشان مطرح میکنند.
و اساس عقائدالاسلام را این میگن و میگن ایشان اصل را رها کرده و شروع کرده به فرع!
خب ببینید در این اصل که کی اختلاف دارد؟! یعنی در بین دانشمندان شیعه در طی تاریخ، چه کسی اختلاف دارد که آقا یک مستخلفی هست خدایی که خلیفه انتخاب میکند!
یک مستخلَفی هست، این انبیاء و اهل بیت را خداوند جعل میکند، انتخاب میکند؛ و یک چیزی هم بهعنوان استخلاف هست که همین سنت الهی هست. سر اینها که بحثی نیست!
تمام نکته سر این هست که جناب احمدالحسن در بخش مستخلِف حرفشان چیست؟!
در بخش مستخلَف حرفشان چیست؟!
در قسمت استخلاف نظرشان چیست؟!
حالا ببینیم ما الان مثلاً داریم چه بحثی را مطرح میکنیم؟ بحث مستخلِف را اشکالاتش را بیان کردیم. وارد میشویم به بحث مستخلَف روا میخواهیم بیان کنیم.
ما میخواهیم ویژگیهای حجت الهی را مطرح کنیم، این ویژگیهای حجت الهی چیست؟!
یکیش علم هست دیگر!
جناب احمدالحسن هم صراحتاً فرمودند که از مواردی که میشود تشخیص داد که ایشان حجت الهی هست، به تعبیری قانون شناخت حجت الهی، یکی علم هست.
حالا بنده آمدم چیکار کردم؟! آمدم این علمی که در مورد حضرات معصومین هست، با توجه به آیات و روایات مورد ارزیابی قرار دادم و فرمایشات جناب احمد هم خواندم، دیدم این فرمایشات جناب احمد تعارض دارد با نصوص دینی ما!
و آمدم این را اشکال گرفتم!
آیا این اشکالاتی که بنده گرفتم، رسیدن به جزئیات هست؟!
ببینید بحث سر این هست که بالاخره در مورد مستخلَف بحثی نداریم. حتی اهل تسنن تا قسمتی با ما درست مشی کردند.
یعنی در مورد پیامبر چیست؟ پیامبر را مستخلَف میدانند.
انبیاء را چیه؟ مستخلَف میدانند.
این فردی هست که انتخاب شده از ناحیه خدا دیگر!
خب در این زمینه بحثی نیست!
تمام حرف ما با این آقایون عامه سر این هست که آقا این فردی که بهعنوان رسول اکرم، شما داری در نظر میگیری، این معصوم هست! صریح آیات قرآن، این عصمت دارد! اهل بیت ایشان عصمت دارند!
﴿اِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا﴾
این بزرگواران چی؟! میگویند در مواردی عصمت دارد، در مواردی عصمت ندارد!
یعنی در اینکه مطلب را درست از وحی گرفته در همین مورد و درست منتقل میکند در این مورد، عصمت دارد!
اما در زندگی شخصیش چیه؟! نه پیامبر اشتباه میکند!
در صلاتش چی؟! ممکن هست سهو بکند! در نظراتش چی؟! در چرخش اجتماع چی؟! در مسائل مختلف و شئونات مختلف نه! ممکن هست اشتباه بکند! و حتی اشتباهاتی را مطرح کردند!
حالا ما بگیم که آقا این حرفها را بگذارید کنار! مهم، بحث مستخلَف هست! اهل تسنن میگویند این خلیفه را کی انتخاب کرده؟! خدا انتخاب کرده! و این انتخاب شده خداست نبی اکرم! پس دیگر وارد این بحثها نشویم!
حالا چه فرقی میکند پیامبر هذیان بگوید یا نگوید!
پیامبر در آن حالات آخری که پیامبر اکرم میطلبند کاغذی دواتی که من چیزی برای شما بنویسم که هدایت شما در پرتو این باشد، حالا فرض کنید که یک خلیفه دوم اهل تسنن برگردد بگوید إنَّ الرَجُل لَیَهْجُر!
این پیامبر دارد هذیان میگوید!
خب بگوید یا نگوید! این مهم نیست که!
مهم این است که پیامبر از خدا انتخاب شده! پیامبر گناه بکند، خلاف بکند و نکند در زندگی شخصیش، این اصلاً مهم نیست!
مهم این است که پیامبر از ناحیه خدا انتخاب شده! عجب!
تمام بحث سر این هست! اگر ما یکسری کلیات و عنوانهایی را بچسبیم بعد بگوییم بچسبیم به اینها!
خب بچسبیم به اینها یک شیعه اصلاً نیازی به این حرفها ندارد اینها را میداند دیگر!
امام زمان را میداند کی انتخاب کرده؟! خدا انتخاب کرده! این مستخلِف هست.
انتخاب شده کی را انتخاب کرده؟! امام زمان را انتخاب کرده!
بحث سنت الهی هم که کاملاً مشخص هست بحث استخلاف است! خب اصلاً نیازی به کتاب نوشتن نیست!
تمام نکته سر این هست که جناب احمد! آیا این مستخلِفی که تو معرفی میکنی، آن مستخلَفی که معرفی میکنی، آن استخلافی که معرفی میکنی، با نصوص دینی ما با حکم عقل تعارض دارد یا نه مطابقت دارد؟!
خب کاری هست که ما داریم انجام میدهیم جناب آقای زجاجی!
یعنی ما داریم خط به خط این مطالب ایشان را میخوانیم، ایشان میگوید وارد جزئیات نشوید! یعنی خط به خط نخوانید اشکال بگیرید! همین که ایشان گفته مستخلِف و مستخلَف و استخلاف، کار را تموم کرده!
عجب!
اگر بنا باشد هر کسی بگوید مستخلِف و مستخلَف و استخلاف، یک حجت الهی باشد که دیگر چیزی باقی نمیماند!
عرض بنده این است که فرمایشات جناب احمدالحسن، فعلاً که ۴۳ جلسه هست بیش از ۱۰۰ اشکال، جناب آقای زجاجی یک لطفی بفرمایید همین جزئیاتی که ما میگوییم بله تعبیر به آیه قرآن میکنید ما خوشحالیم! به حساب خودمان داریم سر بیصاحب میتراشیم! آمدیم داریم خط به خط میخوانیم و نقد میکنیم! شما همین خط به خط ما را جواب بدهید!
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی