صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
┓ 🖌┏؛
┛┗؛ عبادات امام کاظم علیهالسلام در زندان ↓📋 › ؛
حضرت موسیبنجعفر علیهماالسلام، در زمانی که در حبس جلادان و سفاکان زمان خودشان بودند، در آن وضعیت سختی که در زندان بودند، تماماً مشغول نماز و مناجات با خدا بودند. ماجراهای متعددی از عبادات حضرت موسیبنجعفر علیهماالسلام در زندان گزارش شده است.
یکی از آنها را من خدمت بزرگواران عرض میکنم که این ماجرا را شیخ صدوق در عیوناخبارالرضا، جلد اول صفحهٔ ۹۸ حدیث دهم، و در کتاب الأمالی خودشان صفحهٔ ۱۲۶، حدیث هجدهم آوردند.
روایت از احمدبن عبدالله غروی است که این از پدرش نقل میکند که میگوید پدرم گفت:
«روزی نزد فضلبن ربیع رفتم. دیدم بر بامی ایستاده. تا مرا دید گفت: نزدیک من بیا. من کنارش آمدم ایستادم. اشاره کرد به پایین، گفت: آنجا چه میبینی؟ (اشاره به زندان کرد). گفتم: کأنه یک لباسی بر زمین پهن است. گفت: خوب نگاه کن! وقتی نگاه کردم دیدم یک فردی به سجده افتاده. به من گفت: این آقا را میشناسی؟ گفتم: نه! گفت: خودت را به تجاهل نزن. گفتم: نه نمیشناسم. گفت: این سرور توست. گفتم: سرور من کیست؟
گفت: ایشان ابوالحسن موسیبن جعفر است. من او را روزها و شبها زیر نظر میگیرم و هرگاه مینگرم، در همین حالت است. نماز صبح را میخواند، یک ساعت تعقیبات نماز میخواند تا طلوع خورشید. پس از آن به سجده میرود تا زوال و یکی از نگهبانان را مأمور کرده تا وقت ظهر را به او خبر دهد. نمیدانم چه زمانی آن خدمتکار خبر زوال را به او میدهد. ناگهان برمیخیزد و بدون تجدید وضو به نماز میایستد و من میفهمم که در این مدت نخوابیده یا از هوش نرفته! چون تجدید وضو نمیکند.
او همچنان مشغول نماز میشود تا نماز عصر را به پایان میبرد و باز تا غروب آفتاب به سجده میرود و به هنگام غروب برمیخیزد و بدون تجدید وضو به نماز مغرب میایستد و پس از آن به مقداری کباب که برایش میآورند افطار میکند و تجدید وضو نموده و به سجده میرود و سپس اندکی میخوابد و برمیخیزد و تجدید وضو نموده تا طلوع فجر به نماز مشغول میشود و باز نمیدانم که چه زمانی خدمتکار به او میگوید که سپیده شده، ناگاه برمیخیزد و به نماز صبح میایستد. این عادت روزانهٔ او از زمانی است که به من سپرده شده.
با شنیدن این سخنان گفتم که فضلبن ربیع از خدا بترس! مبادا دست به کاری زنی که نعمت از دست تو برود! زیرا میدانی که کسی که به این خاندان بدی بکند، نعمت را از دست خواهد داد! گفت بارها نزد من فرستادند و دستور دادند او را بکشم ولی من پاسخ نداده و گفتم این کار را نخواهم کرد و اگر مرا هم بکشند به خواستههای آنها پاسخ نخواهم داد.مدتی گذشت و حضرت موسیبن جعفر را به نزد فضلبن یحیی برمکی منتقل نمودم و چند روزی زیر نظر او زندانی شد و تا سه روز، فضلبن ربیع برای او غذا میفرستاد.
شب چهارم سفرهای از سوی فضلبن یحیی برایش بردند. آن حضرت سر به آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا! تو میدانی که اگر این غذا را پیش از این میخوردم، جان خود را به خطر انداخته بودم، ولی امروز که موعود رسیده عذری نیست.
آن حضرت غذا را خورد و بیمار شد و هنگامی که فردای آن روز پزشک آمد و بر کف دست او رنگ سبزی را که در اثر سم حاصل شده بود، معاینه کرد برگشت به جلادان حکومتی گفت: خدا از خود شما بهتر میداند که نسبت به موسیبن جعفر چه ظلمی روا داشتید و آن حضرت در اثر همین سم از دنیا رفت».
وجود نازنین حضرت موسیبنجعفر علیهماالسلام تا وقتی که خارج از زندان بودند، مسألهٔ هدایت و اینکه تبلیغ دین بکنند، بین مردم ترویج بکنند و نیز عبادت، و اما وقتی موقعیتی نبود که تبلیغ دین بتوانند بکنند و آقا را در زندان قرار داده بودند، البته ماجراهای عجیبی هست در مورد زندان حضرت موسیبن جعفر علیهماالسلام که چه کسانی از زندانبانان و کسانی که فرستاده بودند حضرت موسیبن جعفر را اذیت بکنند، اینها برگشتند و منقلب شدند و ایمان به حضرت آوردند!
اما در آن مدت تنها انسی که مونده بود مناجات با خدا و نماز و سجده، سجدههای طولانی نسبت به حضرت موسیبنجعفر بود!
چقدر تأکید شده به سجدهٔ طولانی! فرمودند که بهترین حالت، نزدیکترین حالتی که یک انسان به خدا دارد، چشم گریان، سر به سجده و وجود مقدسشان اینگونه پیش میرفتند.
نکتهٔ آخر اینکه حضرت به تعبیری که در زیارت آلیاسین میخوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللَّهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِهِ»؛ اینها دلیل ارادهٔ پرودگار هستند!
یعنی فعل امام، فعلی که از حجت صادر میشود، دلیل بر اینکه رضایت خدا را دیده و اون کار را انجام داده!
لذا اینگونه بوده که تقدیر حضرت، عجل حضرت، مرگ حضرت اینگونه بوده که به امر الهی، به تقدیر الهی بوده. فرمودند این غذای مسموم را اگر قبل او میآوردند من میل نمیکردم و میگفتم جانم را دارم به مهلکه میاندازم. اما اینگونه موعود اینگونه است!
رضایت خداوند در این هست. تقدیر در این است که من این کار را بخواهم انجام بدهم و اینگونه خدای من به این راضی هست.
البته حضرت را مجبور کردند اگر وجود نازنینشان بر اساس روایات دیگه هست که وجود نازنین ایشان اگر این غذا را نمیخوردند، به نحوهٔ دیگری حضرت را به شهادت میرساند! حضرت را مجبور کرد!
اما حضرت ممانعت نمیکنند در آن شرایطی که هستند تن میدهند به تقدیری که خداوند برایش رقم زده.
انشاءالله که همهٔ ما از شیعیان و محبین حضرت موسیبن جعفر علیهماالسلام باشیم و هر چه بیشتر در جهت تقرب به پروردگار اهتمام بدهیم به عبادت و نماز و سجدههای طولانی، سجدههایی که گریان باشیم!
حالتی که حالت انکسار و حالت توبه و پشیمانی و تصمیم بر کارهای خوب.
انشاءالله که خداوند با ظهور فرزند بزرگوارشان حضرت بقیهاللهاعظم انتقام این بزرگواران گرفته شود و هر چه بیشتر خیرات، برکات، نعمتها، کمالات، علم بین ما ترویج شود و انسانها به تکامل برسند.
-دکتر وحید باقرپور کاشانی.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی