صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
دانلـودویـدئو📥
┓ 🖌┏؛
┛┗؛ نقدی بر بیان علامه طباطبائی در عدم تلازم دانستن قرآن و عترت در حدیث ثقلین ↓📋 › ؛
گاهیاوقات سؤال میشود که مگر مرحوم علامه طباطبائی، حدیث ثقلین را ندیده؟! مگر در حدیث ثقلین، تلازم بین قرآن و عترت فهم نمیشود؟!
یک کتابی هست «عَبَقاتُ الاَنوار» از علامه میرحامدحسین هندی. این کتاب همچنین تلخیص شده توسط آیتالله سیدعلی میلانی؛ ترجمه هم شده توسط دکتر سیدحسن افتخارزاده. یک جلد کتاب فقط مال حدیث ثقلین هست!
حالا ببینید حدیث ثقلین که توی این کتاب، فوق تواتر بودن این حدیث استفاده میشود، نحوههای مختلفی که این حدیث آمده را اینجا آوردند.
این خبر را من با دقت خدمتتان بخوانم. بعد ببینید از این آیا تلازم استفاده نمیشود؟! آیا از همین حدیث ثقلین به تنهایی، خبری که فوق تواتر هست، نمیشود استفاده کرد که قرآن، حداقل به صورت موجبهجزئیه، نه بهطور کلی حالا بگوییم! آن آیات محکم که هیچی! در مورد متشابهات! در مورد متشابهات، آیا لازم نیست به روایت معصومین رجوع کنیم در فهمش؟!
روی این حدیث یک تأملی داشته باشیم:
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ اَلثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی»؛ «من چیزی گرانقدر بین شما به جای مینهم. اگر بدان چنگ زنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد».
«بِهِمَا» دو چیز! دو چیز در میان شما قرار میدهم، اگر به این دو چنگ بزنید «لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی»، بعد از من به گمراهی نمیافتید.
حالا اگر به این دوتا چنگ نزنید به یکی از این دو چنگ بزنید؛ ادامه:
«أحَدُهُما اعْظَم مِنَ الآخَرِ»؛ یکی از این دوتا عظیمتر هست از دیگری.
«کِتابُ اللّه ِحَبْلٌ مَمْدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرض»؛ کتاب خدا، یک ریسمان و یک رشتهای کشیده شدهای از آسمان به زمین هست.
«وَ عِتْرَتی أَهْلَ بَیْتی». و عترت من، اهل بیت من.
پس چه شد؟! این ثقلین دوتا هستند؛ یکی کتاب الله، یکی عترتی اهل بیتی.
نکته اینجا این است:
«وَ لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کیفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا»؛ «این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض نزد من وارد شوند. پس بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار میکنید».
عبارت دارد میگوید «لَن!». وقتی که حضرت موسی علیهالسلام با جمعی که بین مردم منتخب بودند، اینها گفتند یا موسی! بیا برو به خدا بگو خدا خودت را به من نشان بده!
وقتی میرود اینجا میشود ﴿لَنْ تَرانی﴾.
﴿لَنْ تَرانی﴾ نفی ابد هست! یعنی چه در این دنیا! چه در آخرت! هیچوقت! ﴿لَنْ تَرانی﴾ نمیبینید من را!
بعد میآید تجلی و ماجرایی میشود، یک نشانه و معجزه خاصی به یک کوهی میشود و ماجرایش را که خودتان میدانید.
«لَن» که به کار میرود، «لَن» میآید میخواهد نفی ابد کند! اینجا عبارت چیست؟!
میگوید «لَنْ یَفْتَرِقا!». اینها از هم جدا نمیشوند!
جدا نمیشوند یعنی چه؟! شما میتوانید جدایش کنید؟!
بله میتوانم جدایش کنم! اما اگر تو میخواهی در مسیر درست باشی که «لَن تَضِلّوا بَعْدی» بعد از من گمراه نشوی، این دوتایی که از هم جدا نمیشوند را با همدیگر باید به آن تمسک بجویی!
اگر یکی از آن دو را بگیری یکی را رها کنی چه؟! گمراهی هست! فرقی نمیکند حدیث را بگیری قرآن را رها کنی، قرآن را بگیری حدیث را رها کنی! این گمراهی هست! این دو هیچوقت از هم جدا نمیشوند! عِدل هم هستند!ببینید دقت کنید!
اینجا نیازمندی قرآن به حدیث از این عبارت کاملاً استفاده میشود! اگر چنانچه از قرآن بشود به هدایت رسید، اینجا «لَنْ یَفْتَرِقا» چه هست؟
شاید بگویند مرحوم علامه هم گفتند از حدیث هم میتوانیم برسیم! ما که نگفتیم نفی حدیث هم داریم! چرا میشود! درست است! اما اگر بنا باشد از هر کدام به هدایت برسی یا فقط از قرآن به هدایت برسی، «لَنْ یَفْتَرِقا» یعنی چه؟ جدا نمیشوند یعنی چه؟!
گفته اگر جدایشان کنی، در گمراهی قرار گرفتی! این دوتا را اصلاً نباید جدا کنی و اصلاً جداشدنی نیستند! یعنی اگر بخواهی هدایت را از اینها بگیری، باید این دو را با هم لحاظ بکنی!
این حدیث را هر چه بالا پایینش میکنی، میبینی که در تمام موارد، همچین چیزی را گفته، «لَنْ یَفْتَرِقا» را نسبت به اینها معنا داده توضیح داده.
حالا ببینیم مرحوم علامه طباطبائی، وقتی که به حدیث ثقلین میرسند، اینجا چهکار میکنند؟
ایشان در جلد ۳ المیزان، صفحه ۸۹، میآیند یک سؤالی را مطرح میکنند. یعنی میگویند اگر از شمای علامه سؤال کنند که شما تفسیر قرآن به قرآن را که داری میگویی، پس حدیث ثقلین را چه میگویی؟
ایشان مینویسد:
«اگر کسی بگوید با این روشی که شما دارید و قرآن را بینیاز از غیر خود دانستهاید، درباره حدیث ثقلین که بر تلازم میان قرآن و حدیث عترت دلالت دارد، چه میگویید؟» تلازمش هم عرض کردیم! کاملاً روشن هست که اول هر دوتا را میآید میگوید که اگر به این دوتا تمسک بجویید گمراه نمیشوید، بعد
«لَنْ یَفْتَرِقا» را میگوید.
علامه طباطبائی در ادامه مینویسند:
«در پاسخ میگوییم این حدیث شریف در مقام حجیت هر یک، بهطور مستقل هست و هرگز نظر به تلازم قرآن و عترت ندارد».
ایشان میگوید این حدیث چه چیزی میخواهد بگوید؟ میگوید هر دوتا حجت هست!
یعنی شما میتوانید که حقایق و دین را از حدیث بگیری، حقایق و دین را از قرآن بگیری.
اما این دوتا با همدیگر تلازم دارد؟! میگوید تلازم استفاده نمیشود!
اما جناب علامه! اینجا صراحتاً دارد میگوید که این دوتا از هم جدا نمیشوند! این عبارتی که اینجا آورده «لَنْ یَفْتَرِقا» مگر این غیر از تلازم را دارد میرساند؟!
یک وقت پیامبر میگفت من یک ثقلین برای شما میگذارم، به اینها تمسک بجویید. این را گفته، در ادامه میآید کلمهٔ «لَنْ یَفْتَرِقا» را به کار میبرد، یعنی تلازم را دارد میرساند!
جدا نمیشوند!
شما میگویید در تفسیر قرآن به قرآن، نیاز به کلام نبی نیست، بنابراین اینجا آمدید چهکار کردید؟! آمدید جدایی را مطرح کردید! خودش در ارتباط با آن هدایتگر هست و پیش میرود، دیگر اینجا معنای «لَنْ یَفْتَرِقا»
چه میشود؟!
مینویسند:
«حاصل کلام این است که قرآن و عترت هر دو حجت هستند، اما هر یک مستقل از دیگری هست و لازم نیست که به یکدیگر وابسته باشند».
وقتی نگاه میکنی به خوبی روشن هست که حدیث شریف ثقلین – آن عبارتی که گفتم – توصیه به تمسک به هر دو میکند نه به یکی! هر دو را مطرح کرده، دوباره هم تأکید کرده «لَنْ یَفْتَرِقا!».
و اینکه اینجا بایستی با هم در نظر گرفته بشود. ما روایات بسیاری به غیر از حدیث ثقلین داریم که شاید بگویید نه اینجا جور دیگر استفاده میشود، اما اتفاقاً دارد تلازم اینها را میرساند!
مثلاً روایات فراوانی هست که ائمه معصومین علیهمالسلام فرمودند که ما بیانگر قرآنیم! ما قرآن را تبیین میکنیم! ما قرآن را روشن میکنیم!
اما این روایتها چه میشود؟! قرآن خودش روشن هست، نور هست! تبیان هر شیئی هست! چه معنا دارد این بزرگواران بیایند بگویند ما بیانگر قرآنیم! چه معنا میدهد؟!
لذا این فرمایشات را وقتی نگاه میکنیم، به نظر بنده، این معنی هم که مرحوم علامه نسبت به حدیث ثقلین داشتند، این معنایی هست که خلاف ظاهر هست! برداشت ظاهری هست که ایشان مطرح کردند.
-دکتر وحید باقرپور کاشانی.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی