صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
┓ 🖌┏؛
┛┗؛ بررسی روایی مقدار سرقتی که به قطع دست میانجامد با تعیین حدود قطع ید ↓📋 › ؛
در تفسیر البرهان جلد سوم، در ذیل همین آیه ﴿وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ﴾ (مائده/۳۸)، حدیث سوم:
«او با سند خود از احمدبن محمد از ابن محبوب از ابی ایوب از محمدبن مسلم روایت کرده گفت:
به امام صادق علیهالسلام عرض کردم به خاطر چقدر دزدی دست سارق قطع میشود؟ فرمود به خاطر یکچهارم دینار. گوید گفتم یعنی بهخاطر دو درهم؟ فرمود بهخاطر ربع دینار. حال ارزش دینار هر قدر که باشد.
گوید پس گفتم آیا کسی که کمتر از یک چهارم دینار برباید، هنگام این کار او را سارق مینامند و آیا او نزد خداوند دزد محسوب میشود؟
فرمود هرکس از مسلمانی چیزی را که صاحب آن است به دست آورده برباید، نام سارق بر وی است و نزد خداوند، سارق به شمار میرود، ولی قطع دست تنها با ربع دینار و بیش از آن انجام میشود و اگر دست در کمتر از ربع دینار بریده شود، تمام مردمان را دستبریده خواهی یافت».
این در تهذیب هم هست جلد دهم صفحه ۳۸۴، فروع کافی هم جلد هفتم صفحه ۲۲۱ حدیث ششم.
حدیث بعدی:
«گفت ابومحمد در نامهای به ما از ابن ابیعمیر از ابراهیمبن عبدالحمید از شماری از اصحاب که نام ایشان را تا امیرالمومنین علیهالسلام برشمرد. نقل کرد که چون دست سارق را قطع کنند، انگشت شصت و کف دست برای او باقی گذاشته شود».
ببینید اینجا کامل میگوید کف دست؛ انگشتش باید باشد کف دست هم باید باشد، صراحتاً آورده!
«و به حضرت گفتند که ای امیرمؤمنان! بخش بیشتر دستش را باقی گذاشتهای! ایشان فرمود که اگر توبه نماید آنگاه با چه وضو سازد؟!»
پس ببینید واضح هست اینجا! اگر بحث خراش باشد، اصلاً نیازی به این حرفها نیست! میگوید بریدی، چرا بخش کامل دستش را گذاشتی؟ میفرمایند اگه چنانچه توبه کند بخواهد وضو بگیرد، چطور میتواند وضو بگیرد!
«چرا که خداوند متعال میفرماید: ﴿فَمَن تَابَ مِنۢ بَعۡدِ ظُلۡمِهِۦوَأَصۡلَحَ فَإِنَّ ٱللَّهَ یَتُوبُ عَلَیۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمٌ﴾».
حدیث بعدی در ذیل این آیه در تفسیر البرهان حدیث نهم که این در جلد یک تفسیر عیاشی صفحه ۳۴۷ هم آمده:
«از جعفربن محمد از پدرش از علی علیهالسلام روایت کرده که سارقی را نزد حضرت آوردند و دست وی را قطع نمود و آنگاه بار دیگر او را آوردند و پای او را قطع نمود. آنگاه برای بار سوم آوردند و حضرت فرمود به راستی که شرمم میآید از آنکه او را بیدستی گذارم که با آن میخورد و مینوشد و خود را طهارت میکند و بی پای گذارم که با آن راه رود. پس او را تازیانه زد و زندان افکند و از بیتالمال روزی او را داد».
-دکتر وحید باقرپور کاشانی.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی