❲﷽❳
◈ ━━ 𝐕𝐈𝐃𝐄𝐎 𝐏𝐎𝐒𝐓 ━━ ◈
صوت:
≻ چه کسی امام حسین علیهالسلام را کفن و دفن کرد؟!
ویدئو:دانلــــود .صوت:دانلــــود .فایل:دانلــــود
عصر عاشورای سال شصتویک هجری قمری، بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام سپاهیان عمربن سعد، لباسهای آن حضرت را از تنش بیرون کشیدند و به غارت بردند. بعد از آن به خیمههای اهل حرم حمله کردند و اموال آنها را غارت کردند و خیمهها را آتش زدند. بعد سر امام حسین علیهالسلام از بدن مبارکشان جدا شد و در نهایت به دستور عمربن سعد بر بدن پاک امام و یارانش اسب دواندند تا استخونهاشان خورد بشود! اهل حرم امام، بدون اینکه فرصت به خاک سپردن شهدای کربلا را داشته باشند به همراه سپاهیان عمربن سعد به سمت شام حرکت کردند و بدنهای قطعهقطعه و خونآلود امام و یارانش روی زمین باقی ماند.
در آن زمان در نزدیکی کربلا روستایی وجود داشت به اسم «غاضریه» که تعدادی از طایفهٔ بنیاسد آنجا زندگی میکردند. گفتهشده بعد از واقعهٔ کربلا، مردان روستایی غاضریه به اصرار همسرانشان به جاییکه پیکر بیجان امام حسین علیهالسلام و یارانش بود آمدند و بر پیکر مطهر امام و یارانش نماز خواندند و آنها را به خاک سپردند.
اما یک سؤال خیلی مهم وجود دارد مردانی که حتی یک نفرشان در کربلا حاضر نبود، چطور بدون داشتن راهنما توانستند جسدهای تکهتکه و بدون سر شهدای کربلا را شناسایی کنند؟
چطور توانستند پیکر بدون سر امام حسین علیهالسلام و بدن پارهپاره حضرت عباس علیهالسلام را از پیکر بدون سر بقیهٔ شهداء جدا کنند؟
باید بگم به غیر از حربن ریاحی هیچ کدوم از شهدای کربلا سر بر بدن نداشتند و این موضوع کار شناسایی شهدای کربلا را غیرممکن کرده بود. از طرف دیگر بنا بر نظر شیعیان فقط یک امام میتواند بر پیکر بیجان امام قبل از خودش نماز بخواند و آن را دفن کند. بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام مقام امامت به فرزندشان امام سجاد علیهالسلام رسید. با توجه به چیزهایی که گفتیم امام سجاد علیهالسلام که تو واقعهٔ کربلا بهخاطر بیماری تو جهاد شرکت نکرد، باید بر پیکر امام حسین علیهالسلام نماز خوانده باشد و امام را دفن کرده باشد.
ولی چطور؟
ایشان تو روز یازدهم محرم به وسیلهٔ سپاهیان عمربن سعد در حالیکه از بیماری رنج میبرد به کوفه منتقل شد.
توی روایات آمده: «روزی علیبن ابی حمزه پیش امام رضا علیهالسلام میرود و به امام رضا علیهالسلام میگوید؛ برای ما از پدرانت نقل شده است که دفن امام و فقط امامی مثل خودش میتواند انجام بدهد! امام رضا علیهالسلام جواب داد: به من بگویید آیا حسینبن علی علیهماالسلام امام بود یا نه؟
علیبن ابی حمزه گفت: بله! امام بود.
حضرت گفت: چه کسی او را به خاک سپرد؟
علیبن ابیحمزه جواب داد؛ علیبن الحسین علیهماالسلام. امام پرسید: علیبن الحسین علیهماالسلام کجا بود؟
علیبن ابی حمزه گفت: توی کوفه اسیر بود و ادامه داد علیبن الحسین علیهماالسلام از بین اسیران بیرون رفت بدون آنکه کسی بفهمد! کارهای به خاکسپاری پدرش را انجام داد و بعد برگشت.»
همینطور امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «روزی همسر پیامبرمان امسلمه گریان از خواب بیدار شد، از او پرسیدم برای چی گریه میکنی؟
گفت: امام حسین علیهالسلام دیشب کشته شد.
امسلمه ادامه داد پیامبرمان را از زمان فوتشان در خواب ندیده بودم تا اینکه دیشب پیامبر صلَّىاللّٰهعلیهوآلهوسلم را پریشان و ناراحت توی خواب دیدم. تو خواب از پیامبر صلَّىاللّٰهعلیهوآلهوسلم پرسیدم چی شده؟
پیامبر صلَّىاللّٰهعلیهوآلهوسلم گفت: امشب تماموقت قبرهایی برای امام حسین علیهالسلام و یارانش آماده میکردم.»
ابن شهرآشوب مازندرانی هم میگوید: «ساکنین غاضریه که از قبیله بنیاسد بودند پیکرهای حسین علیهالسلام و یارانش را، یک روز بعد از شهادتشان به خاک سپردند درحالیکه برای بیشترشان از قبل قبرهایی آماده شده بود و پرندههای سفیدی کنار قبرها دیده میشدند.»
علامهٔ مجلسی هم میگوید: «ظاهراً بهنظر میاد که افراد قبیله بنیاسد که تو غاضریه زندگی میکردند امام حسین علیهالسلام را به خاک سپردند. ولی در حقیقت امام را کسی به غیر از امام نمیتواند دفن کند. حضرت امام زین العابدین علیهالسلام به اعجاز امامت آمد، جسد مطهر پدرش و سایر شهدا را دفن کرد.»
همینطور سید عبدالرّزاق مُقَرَّم در کتاب «مقتل الحسین علیهالسلام» میگوید: «مردمان بنیاسد در دفن شهدای کربلا گیج و سرگردان بودند برای اینکه کوفیان بین سرها و بدنهای شهداء جدایی انداخته بودند و بدنها قابل شناسایی نبود در این لحظه، امام سجاد علیهالسلام به کربلا تشریف آوردند و آنها را تو انجام این کار مهم کمک کردهاند.»
ابن شهاب زُهری میگوید: «امام سجاد علیهالسلام را دیدم که مأموران عبداللهبن مروان ایشان را از مدینه به شام میبردند. عبدالله دستور داده بود امام علیهالسلام را با زنجیر ببندند و نگهبانهای زیادی با تجهیزات کامل برای مراقبت از امام گذاشته بودند. من از آنها اجازه گرفتم تا چند لحظه با امام صحبت کنم امام را با زنجیر بسته بودند، وقتی امام را دیدم گریهام گرفت و گفتم: ای کاش من جای شما بودم!
امام فرمود: فکر میکنی این چیزها من را ناراحت میکند؟
اگر بخواهم هیچکدام از اینها وجود نخواهد داشت. دلیل صبر من این است که تو و امثال تو خبردار شوند و خودم هم میخواهم اینها مرا بهیاد عذاب خدا بیاندازند.
بعد بهراحتی دست و پاهایش را از زنجیرها آزاد کرد و فرمود: با اینها فقط تا دو منزلگاه دیگر خواهم بود و پساز آن دیگر با آنها نخواهم بود. بعد از رسیدن به منزلگاه دوم امام از نظرها ناپدید شد نگهبانهای امام به مدینه برگشتن و دنبال امام میگشتند، ولی ایشان را پیدا نمیکردند.
آنها از من هم بازجویی کردن و یکیشان به من گفت: ما امام را جلوی خودمان میدیدیم و همگی از پشت مراقبش بودیم، ایشان پیاده شد و همهٔ ما دور و ورش بودیم یک لحظه هم ازش غافل نشدیم و نخوابیدیم، ولی صبح که شد دیگر امام را ندیدیم و فقط غل و زنجیرهاش بهجا مانده بود.»
با توجه به روایاتی که گفتیم و از آنجا که در آیهٔ چهل سوره نمل آمده که یکی از دوستان حضرت سلیمان به اسم آصِفبن بَرخیا توانست تخت سلیمان را در چشم بههم زدنی حاضر کند. نتیجه میگیریم که امام سجاد علیهالسلام با طیالارض توانستند خودشان را دوباره به صحرای خونین کربلا برسانند و با کمک ساکنین روستای غاضریه شهداء را دفن کنند ولی ساکنین قاضریه متوجه حضور ایشان نشدند.
آیا اینکه آنها امام سجاد علیهالسلام را دیدند ولی ایشان را نشناختند.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی