صوت ســـخنرانی:
سخنران: آیتالله العظمی بهجت
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
آیتالله بهجت:
گفت به یک کسی: رفیقی داشتم از اهل سنت، همیشه بد میگفت به شیعه. تا یکدفعه فهمید که من دارم میروم نجف برای زیارت.
گفت خیلیخب برو! خواهی فهمید که هیچی ازشان برنمیآید! اهل هیچی نیستند!
رفت و آمد.
(ناصبی) گفت: نگفتم به تو الحمدالله برای تو هم واضح شد که رفتی و آمدی (ائمه تو) هیچ کاری نتوانستند با من بکنند.
با اینکه در دفعه آخر به خود امیرالمؤمنین جسارت کرده بود، اهانت کرده بود!
(شیعه) گفت: بله من رفتم شکایت از تو کردم.
شب در خواب دیدم (حضرت امیر) فرمودند: نمیتوانیم ما با این کاری کنیم! بر ما حق دارد!
یا امیرالمؤمنین! همیشه سبّ شیعیان تو میکرد! حالا به خود شما جسارت کرده! باز هم میفرمایید حق دارد بر من؟! این چه حقی هست که دارد؟!
(امیرالمؤمنین) گفت: یک روز بالای جسر (پل) نشسته بود در مسیب که مجمع دجله و فرات است. گفتی که چطور میشد چه عیب داشت که آب بدهند بعد بکشند (امام حسین را)؟!
این را که گفتی از قلبت درآمد و اشکی هم از چشمت خارج شد، این حق شد به ما! ما نمیتوانیم به این کاری کنیم!
الله اکبر!
به خدا قسم تا حال احدی نفهمیده است این قضیه من را.
مستبصر شد! شیعه شد!
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی