ماجرای علامه حلی و سه طلاقه شدن همسر شاه‌خدابنده که سبب شیعه‌شدن او شد.

صوت ســـخنرانی:

سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی

𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:

دانلـود‌ویـدئو‌📥

دانلـود‌ pdf 📥

دانلـود‌صـوت📥

ملا محمدتقی مجلسی در شرح کتاب من لایحضر الفقیه، جلد نهم صفحه ۳۰، این ماجرا را ایشان می‌آورد:
روزی شاه‌خدابنده به همسرش غضب کرد و در یک مجلس به او گفت: «انت طالق ثلاثاً» تو را سه‌طلاقه نمودم».
اهل تسنن در فقه‌شان دارند در یک مجلس اگر یک نفر به زنش بگوید «انت طالق ثلاثاً» سه طلاق نمودم، این تمام است دیگر!
اما شیعه می‌گوید نه! یکی‌یکی! طلاقت دادم! رجوع! طلاق بعدی! عصبانی می‌شود می‌گوید انت طالق ثلاثاً! شیعه می‌گوید نه! این یکی حساب می‌شود!
این جناب شاه‌خدابنده به همسرش غضبناک شد و گفت انت طالق ثلاثاً! تو را سه‌طلاقه نمودم!
حالا با توجه به اینکه مردی که همسرش سه طلاقه هست، دیگر نمی‌تواند با او ازدواج کند. مگر اینکه با یک مرد دیگری ازدواج کند، سپس آن مرد پس از آمیزش، او را طلاق بدهد، بعد از پایان عده طلاق، شوهر اول می‌تواند با آن زن مجدد ازدواج کند.
«شاه خدابنده از کارش پشیمان شد. علمای بزرگ اسلام در همان مملکتش که بود همه را به حضور طلبید. جریان را به این‌ها گفت و از آن‌ها خواست که یک راه‌حلی به این‌ ارائه بدهند. همه علما گفتند هیچ راهی وجود ندارد!».
همین سنی‌ها، علمای اهل تسنن گفتند هیچ راهی وجود ندارد!
«جز اینکه همسر مطلقه‌ات با مردی ازدواج کند و آن مرد بعد از آمیزش با او طلاقش بدهد و مشروعش اینگونه هست.
شاه‌ خدابنده گفت در هر مسئله‌ای، اختلاف و گفتگو وجود دارد. آیا بین شما در این مسئله اختلافی نیست؟ همه علما گفتند نه در این مسأله ما اختلاف نداریم.
یکی از وزیران شاه گفت من یکی از علما را می‌شناسم، ایشان در شهر حلّه سکونت دارد، به فتوای او این‌گونه طلاق باطل هست (منظور علامه حلی). شاه‌ خدابنده به علامه حلی نامه‌ای نوشت و ایشان را احضار کرد و علمای اهل تسنن گفتند مذهب علامه حلی، باطل است! این رافضی‌ها بی‌عقلند و برای شاه صحیح نیست که چنین افرادی را اصلاً دعوت کند! ولی شاه گفت حتماً باید او بیاید و این مسئله مورد بررسی قرار بگیرد.
وقتی که نامه شاه‌ خدابنده به علامه حلی رسید، علامه احساس وظیفه کرد و رنج پیمودن راه طولانی را تحمل نمود و خودش را از حلّه به سلطانیه (پنج فرسخی زنجان) رساند.
به دستور شاه‌ خدابنده، مجلس بزرگی تشکیل دادند. علمای برجسته چهار مذهب اهل تسنن را در آن مجلس حاضر کرد؛ حنفیه و مالکیه و شافعی و حنبلیان.
علامه وارد آن مجلس شد. ولی هنگام ورود، کفش‌های خود را به دست گرفت و سلام بر اهل مجلس کرد و کنار شاه دید خالی هست رفت کنار شاه نشست.
علمای حاضر در مجلس به شاه گفتند: آیا ما به تو نگفتیم که علمای رافضی‌ها ضعف عقل دارند؟!

شاه گفت آنچه را که او در ورود به مجلس انجام داد از خودش بپرسید دلیلش چه بوده که این کار را کرد؟!
علما به علامه حلی گفتند: چرا هنگام ورود در برابر شاه خم نشدی، سجده نکردی و آداب مُجالست سلطان را رعایت نکردی و کنار سلطان نشستی؟!
علامه در پاسخ گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عالی‌ترین مقام حکومت را داشت و مردم تنها برای او سلام می‌کردند نه اینکه او را سجده کنند!
قرآن هم می‌گوید:
﴿فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّهً مِنْ عِنْدِاللَّهِ مُبَارَکَهً طَیِّبَهً﴾
صحبتی از این نبوده که سجده کنند! گفته سلام بکنید.
«پس هنگامی که داخل خانه‌ای شدید بر خویشتن سلام کنید. سلام و تحیتی از سوی خداوند، سلام و تحیتی پر برکت و پاکیزه».
و همه علمای اسلام اتفاق دارند که سجده بر غیر خدا جایز نیست!
گفتند: چرا رعایت ادب نکردی کنار شاه نشستی؟!
علامه در پاسخ گفت:
در مجلس جز در کنار شاه جای خالی نبود. هرچه علامه می‌گفت، مترجم گفتار او برای شاه ترجمه می‌کرد.
گفتند: چرا کفش‌های خودت را به دست گرفته و همراه خود آوردی؟! در این کار هیچ عقلی نیست! مگر این‌جا دزد هست!
علامه گفت ترسیدم پیروان مذهب حنفی، آن را بدزدند، چنانچه ابوحنیفه کفش رسول‌الله را دزدید.
حنفی‌ها حال‌شان خراب شد! گفتند تهمت نزن! در زمان رسول خدا هنوز ابوحنیفه متولد نشده بود!
علامه گفت فراموش کردم! شافعی کفش رسول الله را دزدید!
علمای شافعی فریاد زدند تهمت نزن! تولد شافعی، روز وفات ابوحنیفه بوده!
علامه گفت اشتباه کردم! مالک‌بن أنس کفش پیامبر را دزدید!
علمای مالکی فریاد زدند ساکت باش! بین مالک و پیامبر، بیش از ۱۰۰ سال فاصله بوده!
علامه گفت پس احمدبن حنبل این کار را کرده!
علمای حنبلی منکر شدند مثل سایرین پاسخ دادند.
در این هنگام علامه را به شاه خدابنده کرد و گفت: دانستی که به اعتراف خود علمای اهل تسنن، هیچ از رؤسای چهارگانه در زمان پیامبر نبودند، پس این چه بدعتی است که این‌ها درآوردند و در میان مجتهدین خود، چهار نفر را انتخاب نمودند و اگر مجتهدی از آن‌ها اعلم و افقه و أتقیٰ باشد ولی فتوایش برخلاف فتاوای آن‌ها باشد، به قول او عمل نمی‌کنند؟!».

این‌ها که پیامبر را ندیدند! این‌ها علم را از پیامبر نگرفتند! چرا این چهار تا باشند؟! چرا پنجمی باشد ولو فقیه‌تر باشد، ولو با ورع‌تر باشد می‌گویند این بدعت‌گذار هست! این را کنار می‌‌گذارند! بر چه مبنایی این حرف‌ را می‌زنند؟!
«شاه‌ خدابنده به علمای اهل تسنن رو کرد و گفت: به راستی هیچ کدام از رؤسای مذهب چهارگانه در زمان رسول الله نبودند؟!
آن‌ها گفتن نه نبودند!
در این‌جا بود که علامه گفت:
جامعه شیعه، مذهب خود را از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام گرفته که آن حضرت، جان پیامبر، پسر عمو، برادر و وصی آن حضرت بود».
ما می‌گوییم علوی هستیم، ما می‌گوییم مکتب‌مان را از علی علیه‌السلام گرفتیم، شما می‌گویید از ابوحنیفه گرفتیم! از مالکی گرفتیم! از شافعی گرفتیم! کسی که جان پیامبر هست به استناد به قرآن! آیه چه؟! مباهله!
«شاه‌ خدابنده گفت از این حرف‌ها بگذرید.
من شما را برای امر مهمی دعوت کردم و آن اینکه آیا سه‌طلاق در یک مجلس واقع می‌شود؟!
علامه گفت طلاق شما باطل است، زیرا شروط آن محقق نشده!
چون یکی از شرایط آن، استماع دو نفر عادل است. اساساً سه تا طلاق که هیچی، یک طلاق هم درست نشده! آیا این خانم را که طلاق دادی، دو نفر بودند؟!
گفت نه ما در خلوت بودیم، من را عصبانی کرد، گفتم سه طلاقه‌ات کردم! دوتا شاهد نبودند.
علامه گفت بنابراین طلاق واقع نشده و همسر شما بر شما حلال است. به علاوه اینکه سه طلاق در یک مجلس، حکم یک طلاق را دارد.
سپس به بحث با علمای مجلس پرداخت و همه آن‌ها را مجاب کرد. شاه‌ خدابنده در همان مجلس، مذهب تشیع را قبول کرد.
به راستی که علامه حلی چه خدمت بزرگی کرد که اگر هیچ فضیلتی به جز این نبود، بر عظمت مقام او بر سایرین کفایت می‌کرد و از آن پس علامه مورد علاقه مخصوص سلطان محمد خدابنده واقع شد و از امکانات حکومت به نفع تشیع کمال استفاده را نمود و عجیب اینکه شاه خدابنده و علامه حلی، هر دو در یک سال یعنی ۷۲۶ هجری قمری از دنیا رفتند».

پیشنهاد ما به شما

تاملی در سوره مبارکه قدر. ❏.دکتر‌ باقر‌پور کاشانی.

صوت ســـخنرانی: سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green