صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
یک تقریر خاصی هست که من هیچ جا ندیدم همچین تقریری! که یک تقریر اعجاز قرآن به این صورت که چون علی علیهالسلام گفته قرآن معجزه هست، این دلیل بر اعجاز قرآن هست!
آیتالله خوئی در تفسیر البیان خودشان میفرمایند که:
«در وحی و آسمانی بودن قرآن همین بس که او تنها مکتبی است که شاگردی مانند علیبن ابیطالب را تربیت نموده و تحویل اجتماع داده که دانشمندان بزرگ دنیا، درک اسرار و رموز کلمات آن بزرگوار را مایه افتخار و مباهات میدانند.
محققین و متفکرین جهان از دریای علمش سیراب میگردند. آن حضرت در خطبههای خود به هر موضوعی که میپردازد و گفتار خویش را به هر جهت و ناحیهای که متوجه میسازد، برای هیچکس جای حرف و گفتاری باقی نمیگذارد.
اگر کسی وارد سیره و تاریخ زندگی امیرالمؤمنین علیهالسلام نگردد، خیال میکند آن حضرت تمام عمر خویش را در تحقیق همان موضوع به پایان رسانیده».
یک عبارتی را از حضرت امیر علیهالسلام در یک موضوعی میبیند، فکر میکند فقط تمام عمرش را گذاشته روی همین موضوع! دانشمند بوده، در این موضوع کار کرده!
«و تنها در آن رشته خاص، مهارت و تخصص داشته است. ولی جای تردید نیست که علوم و معارف علی علیهالسلام، به منبع وحی ارتباط داشته و از همان مکتب آسمانی، اتخاذ و اقتباس گردیده است.
زیرا اگر کسی با تاریخ جزیره العرب و مخصوصاً با تاریخ حجاز قبل از اسلام آشنا باشد، باور نمیتواند کند که سخنان و خطبههای نهجالبلاغه، علوم و رموزی که در آن به کار رفته است، از غیر منبع وحی به دست آمده و از سرچشمه دیگری به جز سرچشمه غیبی آب خورده باشد.
چه نیکو سخنی است آنچه درباره نهجالبلاغه گفتهاند. در مقدمه شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید سنی معتزلی، عبارت این است که:
«کلام فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق».
این کلام، فوق کلام مخلوق هست! مخلوق نمیتواند این حرف را بزند! و دون کلام خالق هست! یعنی چه؟! بالاخره یا خالق است یا مخلوق! میخواهد بگوید مخلوق به صورت مخلوق بودن عمومیت داشته باشد، این حرف را نمیتواند بزند! الّا اینکه امتیازاتی، الهاماتی از ناحیه خدا شده باشد!
«این است که ما میگوییم آری! تصدیق نمودن امیرالمؤمنین علیهالسلام، معجزه بودن قرآن را با آن مقام ارجمندی که خودش در بلاغت و معارف و علوم دارد، دلیل و گواه بر این است که قرآن جز وحی الهی و گفتار خدا چیز دیگری نیست.
زیرا اولاً:
تصدیق نمودن علی علیهالسلام قرآن را در اثر جهل و بیاطلاعی نمیتواند باشد. چون علی علیهالسلام، خلّاق فصاحت و بلاغت است، منبع و سرچشمه تمام علوم اسلامی است، عالیترین نسخه و نمونه در علوم و معارف و شخصیت فوقالعادهای است که دوست و دشمن بر نبوغ عالی و مقام شامخ وی اعتراف کردهاند».
مرحوم علامه مجلسی چه در بحارالأنوار، چه در حقالیقین، یک بحثی را ایشان مطرح میکند که تمام فحول و بزرگان علوم اسلامی، همه گفتند علم ما برمیگردد به علیبن ابیطالب!
در صرف و نحو، جناب ابوالاسوَد دُؤَلی تصریح میکند میگوید تقسیمبندی و مسائلی در ادبیات و عربیت را از علیبن ابیطالب یاد گرفتم! در علوم مختلف، در عقائد، کلام!
حتی همان بزرگان متصوفه که ما متصوفه را بر باطل میدانیم، آمدند برای تأییدیه بر تصوف و روش عرفانیشان، خودشان را به علیبن ابیطالب وصل کردند! گفتند ما خرقه را از علی گرفتیم! اصلاً ما مرید علی هستیم!سنی هست ها! گفته ما مرید علی هستیم!
پس ایشان میگوید که اولاً تصدیق نمودن علی در اثر جهل و بیاطلاعی نیست، چون قرآن را کامل میداند!
«ثانیاً:
این تصدیق، همانطور که در اثر جهل و بیاطلاعی ننموده، یک تصدیق ظاهری و متکی بر اغراض مادی هم نمیتواند باشد». گاهیوقتها طرف علم دارد، میگوید بهخاطر اینکه مادیات باشد، یک کتاب باطل را مثلاً تأییدش بکنم!
«زیرا که علی علیهالسلام، جرثومه تقوا و پرهیزگاریست. او مردی است که از دنیا و زر و زیورش چشم پوشید و آنگاه که با وی شرط نمودند که با روش ابوبکر رفتار کند، زعامت و ریاست مسلمانان را زیر پا نهاد».
گفت قبول نمیکنم! یک نفر میگوید قبول میکنم، حالا خلیفه بشوم کار خودم را میکنم!
«و زیر بار هیچ شرطی نرفت».
وقتی هم خواست خلیفه بشود، گفتند با شرط شیخین قبول میکنی سنت شیخین؟
گفت شیخین نه! قرآن، سنت! با این شرط!
خب یک نفر میخواهد خلیفه بشود میگوید به گرده مردم سوار میشوم، آن وقت کار خودم را میکنم! مثل خیلیهای دیگر که میگویند آقا ما رئیسجمهور بشویم، وعده میدهیم، خانه میسازیم، فلان میکنیم!
بعد نگاه میکنی بعد از یک مدتی میبینی که از او قبلی هم بدتر شد! چی شد؟! میگوید نتوانستم! یک توجیهی میآورند!
«او همان کسی است که با معاویه ظاهرسازی ننمود و حکومت ظالمانه او را به نفع حکومت خویش گرچه برای چند روزی امضا نکرد، چه اینکه از عواقب خطرناک این کار با اطلاع بود.
با این سوابق درخشانی که علی علیهالسلام از آن برخوردار است، به خوبی روشن میگردد شهادت وی بر اعجاز قرآن، یک شهادت حقیقی است که از ایمان کامل و عقیده راسخ او سرچشمه میگیرد. این همان حقیقت انکارناپذیریست که جز آن نمیتواند باشد».
یک تقریر خاصی هست!
ببینید آن تقریری که عرض کردم که بله جمعی گفتهاند که خود امیرالمؤمنین خودش یک معجزه هست، اما معجزه در عرض قرآن.
حالا اینجا چیکار میکند؟
خود امیرالمؤمنین، تأییدی که نسبت به قرآن دارند، خود این شخصیتی که اگر بررسی بشود، شخصیت اعجازگونهای که دارد، دلیل بر اینکه قرآن را گفتند معجزه هست، معجزه هست!
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی