صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
جناب احمد الحسن، حجّت الهی به این معنا نیست که این زبانها را بداند، این زبانها را، من یادم هست خارج کشور بودم، یک جوانی بود حدود ۲۲ سال یا ۲۳ سال، یک نابغهای بود، ۱۵ تا زبان قشنگ صحبت میکرد؛ یک چیز شقالقمری نیست، ۱۵ تا زبان مهم را صحبت میکرد؛ چینی صحبت میکرد، عربی صحبت میکرد، انگلیسی صحبت میکرد، آلمانی صحبت میکرد، فرانسه صحبت میکرد.
این زبانهای بعضی از این کشورهای کوچیک که در قاره آفریقا است، آنها نه! زبانهای مهم؛ ۱۵ تا زبان صحبت میکرد، ۲۲، ۲۳ سالش هم بود، نابغه بود منتها.
این چیز مشکلی نیست، حالا شما نهایتش بگویید که – نگو که همه – بگو که آقا بله، بالاخره جناب احمدالحسن شما در حد یک نابغهٔ ۲۳ ساله نه، شما بیا انشاءلله در همین فیسبوک که هستید، انشاءلله سری بعد یک سخنرانی آلمانی هم برای ما بکنید، یک سخنرانی آلمانی هم بکنید، همش عربی که نمیشود!
یک سخنرانی انگلیسی هم برای ما بکنید، در حد یک جوان بیست و دو سه ساله که تا بیستوپنج سالش بوده، پانزده تا زبان مسلط بود.
حالا ببینید، این روایتی که عرض میکنم، دو تا روایت خدمت دوستان میخوانم در کتاب «مدینه المعاجزِ» سید هاشم بَحرانی، جلد دوم، فضائل و کرامات امام حسن و امام حسین علیهماالسلام؛ ایشان دو تا روایت آورده، یکی از کافی آورده، حدیث در کافی است، سندش را من استخراج کردم، درآوردم، جلد اول کافی، صفحه ۴۶۲، دارُ الکُتُبِ الْاِسْلامیّه.
این چاپی است که شده.
حدیث این است:
محمدبن یعقوب کلینی، از امام صادق علیهالسلام روایت میکند؛
«امام حسن علیهالسلام فرمودند: همانا برای خدای تبارک و تعالی، دو شهر است…» ببینید این حدیث عجیبی است، این حدیث فوق این چیزی است که ما فهم میکنیم، یعنی جناب احمد میگوید که این عقاید مضحک اینها از زبانهایی که در کره زمین است بداند، این حدیث میگوید هر آن چیزی که در ملک و ملکوت و غیب و شهود است، برایش نطق و زبان معنا دارد، حجت الهی مسلط به آنهاست.
یعنی فرض کنید در کهکشان دیگری، در منظومه دیگری، در سیارهٔ دیگری، موجوداتی هستند، این موجودات فاعل مختار هستند، حتی فاعل موجَب هستند، به هر ترتیبی هر زبانی دارند، حجت الهی آگاهی به آن زبان هم دارد، از این حدیث استفاده میشود.
امام حسن علیهالسلام فرمودند:
«همانا برای خداوند تبارک و تعالی دو شهر است؛ یکی در مشرق و دیگری در مغرب که دور آن شهر با حصار آهنی – سور مِن الحدید – معلوم شده است که هر یک از آنها، یک میلیون دروازه – مِصراع -، و هر دروازه، یک میلیون لغت دارد (زبان دارد) که همه لغتها با یکدیگر فرق میکنند؛ به خدا قسم من به آن لغتها آگاهم…
«اَنا اَعْرِفُ جمیعَ اللُغاتِ و ما فیهِما و ما بَینهما»
و بین آنها و بر آنها حجتم و برادرم امام حسین علیهالسلام نیز بر آنها آگاه و حجت است».
یعنی دین، تقسیم کرده کل این عالم را به دو قسمت، بعد هر قسمت دارای مصراعهایی است، میلیونها زبان است، این زبانها با همدیگر متفاوت است، امام حسن علیهالسلام فرمودند: «من و برادرم امام حسین علیهماالسلام تمام این گویشها و زبانها را مسلط و آگاهیم». نه نسبت به کره زمین…
این شأن حجت الهی است.
ببینیند مگر شما از شئونات حجت الهی این نیست که میگویید علم غیب دارد؟
غیب چیست؟
در کافی باب دارد؛ «اگر بخواهد میداند!»
بنده (فرضاً حجت الهی) الان فرض کنید آلمانی بلد نیستم، غیب است برای من، اگر بخواهم، آلمانی میدانم.
بلکه جناب احمدالحسن این روایات را اگر شما بیشتر بررسی کنید، بیشتر نگاه کنید میبینید که طرف میآمده پیش امام معصوم، زبان نمیدانسته، امام معصوم یک عنایتی میکرده است! میگوید قشنگ توانستم که به زبان عربی صحبت کنم، قشنگ تونستم به زبان فلان کشور و فلان شهر و فلان لهجه صحبت کنم.
عنایاتی است که حضرات معصومین نسبت به بعضی شیعیان و محبین خودشان داشتند؛ این چیز بالایی نیست که، بالا بله! ولی نسبت به عموم!
اما وقتی که مقام حجتالله را نگاه کنید، این چیزها نخود کشمش است برایش!
روایت بعدی؛
سعدبن عبدالله در «بصائر الدرجات» از أبی سعید همدانی روایت کرده است:
شنیدم از امام حسن علیهالسلام فرمود: «همانا برای خداوند عزوجل دو شهر است، (دو نقطه هست) یکی در مشرق و دیگری در مغرب. آن دو، (دقیقاً همین سورٌ مِن الحدید) شهر با حصار آهنی معلوم شده است، که هر یک از آنها هفتاد هزار دروازه دارد، و از هر دروازه، هفتاد میلیون نفر وارد میشوند که لغت هر یک از آنها با یکدیگر فرق میکند، و هیچیک از فرزندان پیامبر به آن آگاه نیستند به جز من و برادرم حسین و همانا من و برادرم بر آنها حجّت هستیم».
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی