﷽
◈ ━━ 𝐕𝐈𝐃𝐄𝐎 𝐏𝐎𝐒𝐓 ━━ ◈
صوت:
≻ داستان شیعه شدن عبدالمنعم حسن سودانی
توسط خطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام.
ویدئو: دانلــــود | صوت: دانلــــود | فایل: دانلــــود
– این داستان واقعی، سرگذشت «عبدالمنعم حسن سودانی» میباشد که از کتاب «با نور فاطمه هدایت شدم»، گرفته شده است:
روزی به خانه پسر عمویم رفتم. شیعه بود، گاهی به دیدارش میرفتم. مثل ما سنی نبود. اما قوموخویش بودیم و رفتوآمد داشتیم. وارد خانه شدم. ضبط صوت روشن بود و سخنرانی عالم شیعه پخش میشد. توجهم را جلب کرد.
از خطبهای میگفت که در منابع شیعه و سنی آمده است: حضرت زهرا در مسجد مدینه این خطبه را بیان فرموده بودند.
بیش
تر کنجکاو شدم. موضوع خطبه چیست؟ حضرت زهرا میخواستند حق خودشان درباره فدک را ثابت کنند. تمام حواسم را متوجه سخنان سخنران کردم.
خطیب گفت:
«حضرت زهرا خطاب به ابوبکر فرمودند: ای پسر ابوقحافه! آیا در قرآن آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من نبرم؟! حرف عجیبی میزنی! آیا عمل به کتاب خدا را ترک کردهای و پشت سر انداختهای؟ چگونه میگویی پیامبر فرمودهاند که ما پیامبران چیزی به ارث نمیگذاریم در حالی که خداوند متعال در قرآن میفرماید: «سلیمان وارث داوود شد» و همچنین حضرت زکریا میفرماید: «خداوندا به من فرزندی بده که وارث من و وارث آل یعقوب باشد» و شما ادعا میکنید که من هیچ بهرهای از ارث پدرم ندارم؟
آیا خداوند در موضوع ارث، آیهای مخصوص شما نازل کرده است و پدرم را از آن خارج ساخته که برخلاف شما پدرم نمیتواند چیزی به ارث بگذارد؟ یا اینکه شما در مورد قرآن از پدرم و عموزادهاش علی آگاهترید؟ وعده ما و شما به قیامت باشد و در ساعت قیامت، تباهکاران زیان میبینند».
قبل از شنیدن این نوار، دوست نداشتم در مسائل مذهبی وارد بحث شوم. چون میدانستم که پسرعمویم شیعه است و از خداوند خواسته بودم که او را هدایت کند. ما تا میتوانستیم از واردشدن بحث با او پرهیز میکردیم. ولی اینطور که معلوم است، خداوند تبارک و تعالی میخواست حجت را بر من تمام کند.
سخنان خطیب تا اعماق وجودم نفوذ کرد. برای من واضح شد که یک شخص عادی نمیتواند اینگونه سخن بگوید، حتی اگر دانشمندی سخنور باشد که هزاران سال درس خوانده باشد!
خدای من! این سخنان در حد یک معجزه بودند! با همه وجودم به آنها گوش میدادم و نتوانستم خودم را نگه دارم و اشکهایم سرازیر شد. من از این سخنان محکم که خطاب به خلیفه ایراد میشد، تعجب کردم و آنچه سبب شد تا حیرت من بیشتر شود، این بود که وی دختر رسول خدا بود؟ مگر چه اتفاقی پیش آمده است؟
شعورم در آن لحظه تکان خورد و با نخستین قطره اشکلی که از اعماق درونم سرازیر گشت، تصمیم گرفتم که به صورت جدی با پسرعمویم وارد گفتوگو شوم.
در هنگام بحث به من گفت: لازم است ابتدا بدانی فاطمه کیست و سپس خود، تحقیق را شروع کنی تا من عقایدم را بر تو تحمیل نکنم؛ و نخستین منبعی را که به دست من داد، کتاب صحیح بخاری، مهمترین کتاب اهل سنت بود و این برای من کاملاً غیرمنتظره بود!
بخاری در صحیح خود مینویسد:
«حضرت زهرا از ابوبکر خشمگین شد و از او دوری کرد و با همین حالت خشم نسبت به او از دنیا رفت».
این حادثه که میان حضرت فاطمه دختر پیامبر و ابوبکر اتفاق افتاد، حقیقتی است که نه میتوان آن را تکذیب کرد و نه میتوان نسبت به آن بیتوجه بود. چرا که در صحیحترین کتابها نزد اهل سنت آمده است!
چه حقیقت تلخی! دنیا مقابل چشمم تیره و تار شد! اکنون هزار و یک سؤال بر ذهنم میگذشت. نمیدانستم چه کنم و چگونه بیاندیشم و به چه کسی پناه ببرم!
ایشان، پاره تن مصطفی فاطمه صدیقه است و من ناگهان متوجه میشوم که او پس از پدرش در حالت خشم و غضب به سر میبرد و با همین حالت خشم و ناراحتی از دنیا رفته است. اینجا بود که من به لطف برکات حضرت صدیقه طاهره، به ساحل یقین رسیدم.
– سرانجام «عبدالمنعم حسن سودانی» با تحقیق و مطالعه به مکتب اهل بیت علیهمالسلام مشرف شد.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی