صوت ســـخنرانی:
سخنران: دڪتر وحید باقرپور ڪاشانی
𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍 ⋆ 𑁍
•دانلود ڪلیپ، pdf و صوتِ سخنرانی با ڪلیڪ روے عبارات زیر:
┓ 🖌┏؛
┛┗؛ جمع فضل و مهربانی خدا با خلود و ماندگاری جمعی در دوزخ ↓📋 › ؛
یکی از دوستانی که ما در خدمتشان بودیم، ایشان یک خوابی میبیند. یعنی منشاء این شبههای که دارم بیان میکنم برمیگردد به خواب یکی از دوستان.
خواب این است که ایشان ابلیس را در خواب میبیند. یک چهره کریهالمنظر به او میگوید که تو خدا را مهربان میدانی، تو خدا را حکیم میدانی، اما بدان که اشتباه میکنی! بعد میگوید این چه حکمت و رحمتی نسبت به این جنایتکارها هست؟!
این بنده خدا به من گفت این خواب را دیدم و آمدم از تو سؤال کنم.
ببینید گاهیوقتها القائات یا مکاشفات، مکاشفات شیطانی هست! ما خواب شیطانی داریم. شیطان یک مسئلهای را به یک نفر القاء میکند.
حالا یکی مثل این شبهه را القاء میکند، گاهیوقتها یک حس بد را نسبت به یک حقیقت خوب القاء میکند! پس گاهیوقتها یک کشف، کشف شیطانی هست! یک چیز نادرست را القاء میکند.
خلاصه ایشان این خواب را دیده بود. آمد به من گفت و جوابی که من به او دادم این بود که گفتم شما این را باید بدانی که خدا، این شمر را که خلق کرده، این شمر وجودش رحمت هست، خودش خواسته دیگر در جهت رحمت قرار نگیرد! اینها را گفتم ولی باز ذهن خودم درگیر شد!
خدا بیامرزد مرحوم شیخ باقر علمالهدی، در مدرسه آقای خوئی بودیم، رفتیم از ایشان هم این شبهه را سؤال کردیم. او هم دقیقاً همین حرفی که من به او گفتم زد. باز ما بحث را مطرح کردیم گفتیم درست است از باب رحمت خلق کرده وجود دارد، اما نتیجهاش چه میشود؟! چون این نتیجهاش نقمت هست! به آنهایی که ظلم میکند جنایت میکند اینها آخرش میگویند وارد بهشت میشوند! آخرش چه کار میشود؟
خدا برای چه اصلاً این را میخواهد خلق کند؟! ذهنم درگیر بود!
این را از یکی دیگر از اساتید، آقای مردانی پرسیدم. ایشان هم رفت در همان وادی و اینطوری جواب داد. خدا رحمت کند.
تا رسیدیم به استادمان آیتالله سیدان و
من دوباره همین سؤال را مطرح کردم.
ایشان دوباره باز همین جواب را داد. گفتم اینها همه را میدانم. خودم هم اول به همین رسیدم اما به نظر من جای بحث دارد.
ایشان گفتند یک مطلبی را من به شما میگویم. ادامه دادند ما درس خارج مرحوم شیخ هاشم قزوینی بودیم. ایشان در درس خارجش یکسری روایتهایی را خواند.
روایتها این بود که اینهایی که خالدین فیها هستند، خداوند در قیامت اینها را مخیّر قرار میدهد بین وجود داشتن عذاب و معدوم شدن.
میگوید اگر میخواهی باشی باید تا ابد در آتش باشی! یا میخواهی کان لم یکن که انگار کأنه اصلاً نبودی معدومت کنیم؟!
حالا ممکن است یک نفر اشکال بگیرد که بالاخره آن همه آدم را کشته چه؟ آن مقدار آدم را کشته در برزخ فشارها را دادند. اما از خالدین فیها خارج میشود، معدوم میشود. اصلاً انگار نبوده!
میگفت همچین روایتهایی هست، فرد را مخیّر قرار میدهد بین اینکه بود و نبود.
حالا اگر فرض کنید عدم را انتخاب کند بگوید من معدوم بشوم. معدوم شدن اینکه اول اصل این جناب شمر در معرض رحمت قرار گرفته، مدتی هم بوده. اما معدوم وقتی شود، اینطوری نیست که خالدین فیها کار را سنگین میکند تا ابد بخواهد بشود. اما بالاخره یک مدت بوده در دنیا، عشق و حالش هم کرده، ظلمش هم کرده، یک مقدار فشارش هم دادند، بعد هم معدوم شده است.
اما این خالدین فیها کار را مشکل میکند! این را باید چهکارش کنیم؟!
من آنجا سؤال کردم کدام آدم عاقلی میآید مثلاً فرض کنید بگوید من وجود داشته باشم بروم در آتش! این چه کاری هست؟!
میروم معدوم بشوم دیگر! پس همه معدومشدن را انتخاب میکنند!
ایشان یک بحثی را مطرح کرد که این بحث دقیقاً در قرآن هم مطرح شده. اول روشن بشود بحث خالدین فیها در آیات فراوانی در قرآن آمده در روایت آمده که جمعی تا ابد در دوزخاند.این یک بحث بود. یک بحث دیگری در قرآن و روایتها آمده که خداوند خلف وعده نمیکند، خلف وعید میکند!
یعنی خداوند میگوید این کار را انجام بدهی پاداش میدهم، صد در صد پاداشت را میدهد! اما بگوید این کار را انجام بدهی عذابت میدهم ممکن است به آن اندازه عذاب ندهد، یا اصلاً عذابت ندهد! بنا به فضلش بخواهد برخورد کند، بنا به عدلش نخواهد برخورد کند!
دانشجو: ممکن است اصلاً عذابی وجود نداشته باشد؟
دکتر باقرپور کاشانی: نه اگر مطلق بخواهد باشد، چنین چیزی نیست. به خاطر اینکه پیامبر رفته و گزارش از معراج داده. پیامبر رفته و دیده مسائل اینطوری هست. خود دوزخ خلق شده هست الان؛ خود بهشت خلق شده هست الان.
اینجا، این مسئله مطرح میشود که این خدا که فرد را مخیّر قرار میدهد، آن فرد چهکار میکند؟ میگوید باشم عذاب ببینم.
چرا این انتخاب را میکند؟
این به خلف وعید خداوند تکیه میکند!
میگوید گفته خالدین فیها، ولی ممکن است بعد از سه هزار سال، ده هزار سال ما را خارج کند! عدل این است که خالدین فیها باشد.
دوست دارد نسبت به حبّ ذاتی که دارد میگوید باشم، منتها اینگونه که امید دارم به رحمت تو باز! امید دارم به خلف وعید تو!
لذا الان بحث سر این نیست که حالا مثلاً شمر، عدم را انتخاب میکند یا وجود را. اصلاً روی آن مصادیق بحث نمیکنیم. میخواهم بگویم اختیار هست. هر کدام را انتخاب کند، جهتی که انتخاب میکند همینهاست.
یک نفر امید دارد یک نفر امید ندارد. آنجا هم اختیار طرف انتخاب طرف هست. جبر دیگر نیست! خودش میتواند یکی از این راهها را انتخاب کند.
پس اینکه زمینهٔ رحمت را در خالدین فیها شاید برای جمعی به صفر برساند، میبینیم نه این مسئله میتواند که اگر عدم را انتخاب کند یا ممکن هست که آن کسانی هم که جنایتکاران تاریخ بودند، بعد از میلیونها سال، میلیاردها سال عذاب، بالاخره جهت رحمت نسبت به آنها مطرح شده باشد. یعنی خلف وعید شامل این افراد بشود.
حالا باید نگاه کنید روایاتش را در بیارید. دوستان اگر فرصت کردید بررسی بکنند تفحص بکنند ببینید این روایاتی که آمده که مرحوم شیخ هاشم قزوینی گفتند و استاد ما در درس خارج ایشان نقل کردند، چیست و بررسی بشود.
اما فرض کنیم که اصلاً این روایات هم تا بررسی نکردیم بالاخره یک احتمال را در نظر بگیریم چه اشکالی دارد این را معدومش کند!
اگر بحث سر این باشد که خلف وعید مطرح باشد، خالدین فیها هم وعید هست! معدوم کردن این فرد هم هیچ گیری ندارد! میتواند از باب وعید باشد خلف وعید باشد. چون وقتی چنین چیزی مطرح هست دیگر حرفی باقی نمیماند. حتی بهعنوان یک احتمال ولو اینکه هیچ روایتی هم نباشد بهعنوان یک احتمال که اینکه اصل قرآن هست که خلف وعید برای پروردگار مطرح هست، میتواند این خالدین فیها، اینگونه باشد که فرد با اختیار خودش معدوم شود.
-دکتر وحید باقرپور کاشانی.
پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی وحید باقر پور کاشانی